واکاوی معنایی کودک کار از دیدگاه کارشناسان اجتماعی در کلان شهر شیراز
نویسندگان
1 دانشیار جمعیت شناسی دانشگاه شیراز
2 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز
3 دانش آموخته دکتری دانشگاه شیراز
4 دانشجوی کارشناسی ارشد، دانشگاه شیراز
5 عضو هیئت علمی، دانشگاه شیراز
6 دانش آموخته دکترای جامعه شناسی، دانشگاه شیراز
7 دانشجوی دکتری، دانشگاه شیراز
doi
10.22059/ijsp.2022.90890چکیده
پژوهش حاضر به بررسی دیدگاه کارشناسان ذیربط و مواجهه آنها با کودکان کار در شهر شیراز پرداخته است و در آن از روش تحقیق نظریه زمینهای استفاده شد. دادهها از طریق مصاحبه عمیق بهدست آمده و برای تجزیه و تحلیل دادهها از سه نوع کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده گردید. از فرایند کدگذاری، ده مقوله محوری و یک مقوله هسته استخراج گردید. مقوله هسته تحت عنوان «بخشی نگری و انفعال نهادی» تدوین گردید. نتایج این پژوهش نشان داد شرایط علی مثل «ناسازوارگی و آشفتگی نهادی و مدیریتی»، «تنوع چشمانداز به پدیده کودک کار و سازمانهای مردمنهاد» و «بیتفاوتی نسبت به کودک کار» موجب بروز و ظهور این پدیده شده است. از جمله شرایط مداخلهگر میتوان به «بازنمایی منفی و فعالیتهای متعارض رسانهای»، «بازدارندگی برخی از قواعد و قوانین داخلی و بینالمللی» و «کودک کار اتباع و مشکل شناسایی و هویتی» اشاره کرد. پدیده کودک کار در شرایط و بستر ویژه و خاصی قرار دارد که از جمله این شرایط و بستر میتوان به «فشار خانوادگی و شروع فرایند کار در کودکی»، «کودک کار بهمثابه صنعت درآمدزا»، «کودک کار به سان منبع تأمین نیاز مالی خانواده» و «مهاجرپذیر بودن شیراز» اشاره کرد. نوع مواجهه با کودک کار موجب بروز پیامدهایی چون «افزایش بیرویه کودکان کار اتباع»، «عدم مهار و کنترل مسئله کودکان کار»، «عدم ساماندهی و حمایت اجتماعی مطلوب کودکان کار»، «ناشناس بودن کودکان کار» و «ترغیب و تشویق اتباع» برای مهاجرت به شیراز شده است. نتیجه اینکه ناهماهنگیهای بین بخشی و بیتوجهی به ضرورتهای فعالیت نهادین، زمینهساز گسترش پدیده کودک کار میشود.