هستی‌شناسی اخلاقی ساختار سیاسی_حقوقی دولت‌های بی‌طرف با تأکید بر نظریة غیرواقع‌گرایان اخلاقی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه حقوق عمومی، دانشکدة حقوق فارابی، دانشگاه تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشکدة حقوق فارابی، دانشگاه تهران، ایران.

doi
10.22059/jplsq.2021.331763.2909
چکیده

بحث از هستی‌شناسی اخلاقی دولت‌ها و نسبت میان نظام حقوقی و نظام اخلاقی از مطرح‌ترین مباحث فلسفة حقوق و گرایش حقوق عمومی به‌شمار می‌رود. الگوی اخلاقی حاکم بر دولت‌ها که به دو طیف دولت‌های بی‌طرف و کمال‌گرا تقسیم می‌شوند، با یکدیگر متفاوت است. در این میان دولت‌های بی‌طرف با توجه به ساختار فردگرایانه، اعتقاد به مشروعیت قراردادی قدرت و پذیرش نسبی‌گرایی اخلاقی اغلب جزء دستة غیرواقع‌گرایان اخلاقی قرار می‌گیرند. قائلان به غیرواقع‌گرایی اعتقاد دارند که ارزش‌ها و الزامات اخلاقی اموری خارج از ذهن و ادراکات افراد نیستند و تنها افراد هستند که معیار و ملاک اخلاق را مشخص می‌کنند. تأکید این نظریه بر این است که ارزش‌ها، فاقد غایات آفاقی و به‌عنوان امری نسبی شناخته می‌شوند. در این مقاله تلاش شده است ضمن ارائة دیدگاه‌های مطرح در حوزة غیرواقع‌گراییِ اخلاقی با روش تحلیلی و توصیفی به شرح بنیان‌های نظری دولت‌های بی‌طرف پرداخته شود. نتیجه آنکه بر بنیاد نتایج این نوشتار هستی اخلاقی دولت بی‌طرف در موارد متعددی از جمله فردگرایی، نسبی‌گرایی، قراردادگرایی، احساس‌گرایی، ذهنیت‌گرایی مطابق با نظریة غیرواقع‌گرایی اخلاقی است.