نقش اصل تفسیری یکپارچگی سیستمی در توسعه متقابل حقوق بشر و حقوق بین‌الملل بشردوستانه

نویسندگان

1 استادیار، گروه حقوق عمومی، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری حقوق بین‌الملل عمومی، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران جنوب، تهران، ایران

doi
10.22059/jplsq.2022.343055.3117
چکیده

رابطة حقوق بشر و حقوق بین‌الملل بشردوستانه امروزه به‌عنوان رابطه‌ای تکمیلی درک ‌شده و قواعد حقوق بشری نه دیگر در زمان صلح که در همۀ زمان‌ها لازم‌الرعایه هستند. دیوان بین‌المللی دادگستری در آرای متعدد خود بر این موضوع تأکید کرده است. در ادبیات حقوق بین‌الملل عمده تمرکز بر تعامل میان این دو شاخة حقوقی است، حال آنکه توجه کمتری به تکمیلی بودن قواعد این شاخه‌های حقوقی و توسل به تفسیر یکی بر اساس دیگری به‌ویژه با در نظر گرفتن اصل یکپارچگی سیستمی اختصاص یافته است. تحقیق حاضر ضمن اشاره به ارتباط این دو شاخۀ حقوقی و نقش تکمیلی آنها نسبت به یکدیگر، به اصل یکپارچگی سیستمی به‌عنوان اصل مهم تفسیری پرداخته است. همچنین در کنار بررسی مزایا، به چالش‌ها و آسیب‌های احتمالی استفاده از آن در فضای کلی حقوق بین‌الملل می‌پردازد. در نهایت این موضوع مطرح می‌گردد که یکپارچگی سیستمی یا برای تقویت اعمال قواعد حقوق بشر از طریق حقوق بین‌الملل بشردوستانه یا برای جلوگیری از تضاد هنجاری بین هنجارهای متفاوت این دو شاخۀ حقوقی، به‌ویژه در زمینۀ مسائلی مانند استفاده از زور و بازداشت (خودسرانه)، به‌کار می‌رود.