کارآفرینی زنانهمحور به مثابه مقاومت در برابر ساختارهای جنسیتی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان
2 دانشیار، گروه علوم اجتماعی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز؛
3 دانشجوی دکتری جامعه شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان
4 استاد، گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه اصفهان
5 استاد، گروه اقتصاد، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان
doi
10.22059/ijsp.2022.87904چکیده
از شاخصهای مهم سنجش توسعه در هر کشور وضعیت زنان و نوع مشارکت آنان در فضاهای اجتماعی میباشد. لیکن نقش محوری و بنیادی زنان نه تنها بواسطه نظام اقتصادی بلکه بوسیله عؤامل فرهنگی و اجتماعی تحت تأثیر قرار گرفته است. پژوهش حاضر با بررسی این مسئله که چه شرایط، زمینهها و عواملی بر کارآفرینی زنان و مشارکت اقتصادی آنان تأثیرگذار است؛ زنان چه راهبردهایی برای مواجهه با این زمینهها و شرایط اتخاذ میکنند و این راهبردها، چه پیامدهایی به دنبال دارد، به دنبال کشف و شناسایی الگوهای مشارکت اقتصادی زنان کارآفرین شهر شیراز است. روش پژوهش از نوع نظریه زمینهای (رویکرد سیستماتیک) و روش جمعآوری دادهها، مصاحبه نیمهساختاریافته است که با 25 مصاحبه انجام شده، تعداد 82 مقوله فرعی و 19 مقوله اصلی شناسایی گردیده است. دادههای پژوهش بر اساس رویکردِ کدگذاری سهمرحلهای استراوس و کُربین (باز، محوری و گزینشی) تحلیل شدهاند. یافتههای پژوهش بیانگر این است که نابسامانی خانوادگی، محرومیتها، تجربهاندوزی مستمر و دسترسی به منابع سرمایهای مقولاتی هستند که به صورتِ علی بر مشارکت اقتصادی زنان کارآفرین تأثیرگذار و الگوپذیری مادرانه، فرزندپروری مقتدرانه، هوش کارآفرینانه شرایط زمینهای مشارکت اقتصادی زنان کارآفرین را شکل داده است. عدم تسهیلگری نهادی، نابسامانی اقتصادی، فضای رسانهای نوین، محدودیتهای جنسیتی کار عوامل مداخلهگری هستند که بر راهبردها و عمل/ تعاملاتی که زنان کارآفرین برای موفقیت اقتصادی و مشارکت اقتصادی مؤثر و موفق به کار میگیرند، تأثیرگذار هستند. این راهبردها عبارتاند از: مدیریت هوشمندانه، توانمندسازی تخصصی، توسعه سرمایه اجتماعی. کارآفرینی زنان و مشارکت اقتصادی آنان دارای پیامدهای گوناگونی است که شامل تغییر نگرش نسبت به زنان، تحولات هویتی، تغییر سبک زندگی، چرخش از تبعیت به عاملیت است. در نهایت میتوان گفت که زنان، کارآفرینی زنانهمحور و مقاومتی (مقاومت در برابر ساختارهای جنسیتزده بازار کار) را به عنوان یک الگوی مشارکت اقتصادی ارائه دادهاند.