تحلیل دادهبنیاد از احساس تنهایی و چالشهای مدیریت عواطف در بین بازنشستگان
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه یزد؛
2 دانشیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه یزد
3 کارشناس ارشد علوم اجتماعی دانشگاه یزد
doi
10.22059/ijsp.2022.87909چکیده
گذار به دوران بازنشستگی فرایندی است که بهدنبال خود چالشهای متنوعی را در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی فرد و ازجمله در حوزههای روانی و عاطفی ایجاد میکند. هدف مطالعه حاضر، پاسخ به این سؤال بود که «بازنشستگان مرد تبریزی چگونه با احساس تنهایی مواجه میشوند و عواطف خود را مدیریت میکنند؟» پژوهش به روش کیفی با رویکرد نظریه دادهبنیاد درمیان مردان بازنشسته سازمان تأمین اجتماعی انجام گرفت با روش «نمونهگیری هدفمند و نظری» و «مصاحبه عمیق» اطلاعات تحقیق گردآوری شد و پس از مصاحبه با 23 نفر اشباع نظری حاصل شد. تحلیل دادهها با رویکرد «اشتراوس و کوربین» صورت گرفت و از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. یافتهها نشان میدهند تنهایی زیسته مردان بازنشسته بهطور عمده بهدنبال حس بیقدرتی، اختلافات نسلی، اضطراب بیقدرتی شغلی و غیره برساخته میشود. مردان بازنشسته در مقابل زیست تنهایی راهبردهای متفاوتی را برمیگزینند. خوشخویی، مدیریت صحنه و فرار از تنهایی ازجمله این راهبردهایی است که بین مردان بازنشسته فعال شده و با خود پیامدهایی مانند ارتقای حوصله اجتماعی به همراه داشته است. نتایج همچنین نشان میدهند افزایش تنهازیستی در این دوره از زندگی اثرات سوء بر نحوه تعاملات و کنش افراد در این سنین میگذارد. در نتیجه در صورت وجود روابط عاطفی و دوستانه بیشتر و فراهم کردن شرایط برای ارتباط مداوم با آنان و رفع کمبودهای مادی، تقویت قوای جسمانی و سلامتی و همچنین کاهش اضطراب ناشی از خانهنشینی و بیقدرتی، این مردان تنهایی را کمتر و دیرتر لمس خواهند کرد.