استحصال قواعد حاکم بر اشاعه مدنی بر محور رفع چالشهای قضایی ایران با نگرشی به حقوق آمریکا
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق خصوصی، دانشکده حقوق، واحد دامغان، دانشگاه آزاد اسلامی، دامغان، ایران.
2 استادیار گروه حقوق خصوصی، دانشکده حقوق، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران.
3 دانشجوی دکترای حقوق خصوصی، دانشکده حقوق، واحد دامغان، دانشگاه آزاد اسلامی، دامغان، ایران.
doi
10.22080/lps.2024.26251.1572چکیده
اشاعه، از معدود واژگانی است که نظام حقوقی را دچار چالشها و پیچیدگیهای بیشمار نموده است. صفتی که مختص به مال مشاع بوده و طرح دعاوی متعدد و تشتت آرای قضایی، مرهون بایش آن است. ازاینرو استحصال قواعد منبعث از این نهاد، به جهت کاهش ناهمگونی دیدگاههای قضایی و اتقان آرای صادره ضروری مینماید. همچنین مطابقت این قواعد با حقوق آمریکا که عضو نظام حقوقی کامن لا است، کاربرد آن را در رویه قضایی دوچندان میگرداند فلذا با استناد به روش توصیفی تحلیلی و بهرهگیری از منابع کتابخانهای و الکترونیک، در این مسیر گام نهاده شد و حاصل این پژوهش، یابش قواعد بدیعی از دل احکام فقهی و مستندات قانونی ایران و آمریکا بود که دستاویزی در مسیر رفع چالشهای قضایی ایران گردید. قاعدهای که آثار خود را در حقوق ایران کاملا نمایان ساخته و تنفیذ اعمال حقوقی شرکا، برگرفته از آن است، قاعده تسری حقوق مالکانه شرکا در اجزای مال مشاع نامیده شد و در مقابل قاعدهای که دایره شمول گستردهتری در حقوق آمریکا دارد و هرگونه بهرهگیری از مال مشاع را منوط به رضایت جمیع شرکا میداند، قاعده تقیید استیلا شرکا نامگذاری گردید. سپس در جهت تکمیل این یافتهها، قاعده تسهیم مسئولیت شرکا برون آوری شد که نمود قانونی آن در مبحث اداره آپارتمانهای هر دو نظام حقوقی ایران و آمریکا مشهود است. واپسین قاعده که از قدرت و اختیار مطلق اذن در شرکتهای مدنی استنباط گردید و تواناییهای عدیدهای را پیش روی نمایندگان ادارهکننده مال مشاع قرار داد، قاعده اذن متنفذ تسمیه گشت و جایگاه هر یک از این قواعد در رفع چالشهای قضایی ایران تشریح گردید.