تحولات حقوق ایران و آمریکا در مقابله با دعاوی و دفاعیات واهی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه حقوق خصوصی، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22080/lps.2023.25558.1521چکیده
در ادبیات حقوقی کشورمان، زمانی که بحث مقابله با دعوای واهی مطرح میشود، قرار تأمین خسارات خوانده (موضوع ماده 109 قانون آیین دادرسی مدنی) در ذهن تجلی پیدا میکند. این وضعیت، اکنون این پرسش را در ذهن نویسندگان ایجاد کرده است: آیا مقابله با دعوای واهی پس از سپری شدن حدود یک قرن از وضع نخستین قوانین و مقررات آیینی نظیر «قوانین موقتی اصول محاکمات حقوقی» بهیکباره در ماده 109 قانون آیین دادرسی مدنی مطرح شده است یا این امر سابقهای دیرینه دارد؟ اگر وجه اخیر صحیح است، چه اقداماتی از سوی قانونگذار جهت مقابله با دعاوی واهی صورت گرفته است؟ همچنین، از آنجا که وصف واهی صرفاً به دعوای واهی منسوب نبوده، بلکه دفاع واهی را نیز دربرمیگیرد، قانونگذار ایرانی چه اقداماتی جهت مقابله با دفاعیات واهی انجام داده است؟ پاسخ به این پرسشها در کنار مطالعه قواعد فدرال آیین دادرسی مدنی آمریکا، رسالت اصلی این نوشتار میباشد. در این نوشتار، با روش توصیفی-تحلیلی این نتیجه حاصل میشود که در حقوق آمریکا، مقابله با دعاوی و دفاعیات واهی که از سال 1938 آغاز شده، پس از اصلاحات فراوان، امروزه منجر به وضع مقرراتی منسجم در این زمینه گشته است. در سوی دیگر، هرچند انسجامی که در قواعد فدرال آیین دادرسی مدنی وجود دارد، در حقوق ایران ملاحظه نمیگردد، تلاشهایی جهت مقابله با دعاوی واهی در سطوح کیفری، حرفهای، انضباطی و مدنی صورت گرفته است. در خصوص دفاعیات واهی نیز، با اینکه گویا قانونگذار هیچگاه دفاع واهی را بهعنوان یکی از واقعیتهای شایع نظام دادرسی مدنی مدنظر نداشته، میتوان با دقتنظر در مقررات موجود و اصطیاد برخی نکات، به مقابله با دفاعیات واهی پرداخت.