رژیم‌های کنش اقتصادی: مطالعه‌ای در واحدهای تولیدی استان اردبیل

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته سیاست گذاری فرهنگی دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

3 دانشیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

doi
10.22034/jeds.2026.66943.1862
چکیده

هدف پژوهش: مطالعه «رژیم‌های کنش» و «نظام‌های توجیهی» در سال‌های اخیر جایگاه محوری در جامعه‌شناسی اقتصادی یافته است. لوک بولتانسکی با ارائه رویکرد «جامعه‌شناسی ظرفیت نقد»، فرهنگ حاکم بر سازمان کار را نه به عنوان مجموعه‌ای از قواعد رسمی، بلکه به مثابه نظمی پنهان و پویا می‌داند که از طریق فرآیندهای ارزیابی و نقد مداوم کنشگران اجتماعی بازتولید می‌شود. این پژوهش با اتکا به چارچوب نظری بولتانسکی، به بررسی «فرهنگ حاکم بر سازمان کار» و سازوکارهای ارزیابی کنشگران در واحدهای تولیدی استان اردبیل می‌پردازد. روش پژوهش: روش تحقیق حاضر کیفی بوده و با تمرکز بر تجربه زیسته کنشگران و استخراج معانی نهفته در آن، از طریق تحلیل مضمون مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند با مدیران رده میانی شش شرکت (شامل دو شرکت دولتی، دو شرکت خصوصی و دو شرکت خانوادگی) که با نمونه‌گیری نظری انتخاب شدند، انجام گرفته است. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد فرهنگ سازمانی حاکم بر این واحدهای تولیدی، بیش از آنکه معطوف به کارایی و بهره‌وری باشد، حول محور دستیابی به چرخه‌های رانت و روابط غیررسمی شکل گرفته است. نتیجه‌گیری: تحلیل داده‌ها منجر به شناسایی 22 مفهوم اولیه، 11 مقوله فرعی و در نهایت 5 مقوله اصلی شد که عبارتند از: «رانت‌جویی و ناکارآمدی ساختاری»، «مشکلات تأمین مواد اولیه و نهاده‌های تولید»، «عدم حمایت نهادهای حاکمیتی از تولید»، «فرهنگ سازمانی مبتنی بر رابطه‌گرایی» و «چالش‌های نیروی کار و مهارت‌های نامناسب». این پژوهش نشان می‌دهد چگونه این عوامل در تعامل با یکدیگر، فضایی را ایجاد کرده‌اند که در آن منطق رانت‌جویی بر منطق تولیدمحوری غلبه دارد.

کلیدواژه‌ها