شناسایی مهارتهای جوانان بیکار استان خوزستان به منظور اشتغالزایی هدفمند: مطالعه کیفی دیدگاه کارآفرینان و صاحب-نظران
نویسندگان
1 گروه علوم اجتماعی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
2 استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور، گروه علوم اجتماعی، تهران، ایران
doi
10.22034/jeds.2026.69917.1908چکیده
هدف پژوهش: تحولات فناورانه و اجتماعی–اقتصادی قرن بیستویکم، موجب بازتعریف ماهیت کار و انتظارات کارفرمایان شده و مسئله انطباق مهارتهای نیروی کار با نیازهای نوین بازار کار را بیش از پیش برجسته ساخته است. شناسایی دقیق این شکاف مهارتی و چالشهای مرتبط با آن، نخستین گام اساسی در طراحی برنامههای اشتغالزایی هدفمند و جلوگیری از اتلاف منابع به شمار میآید. این پژوهش با هدف شناسایی مهارتهای مورد نیاز بازار کار و چالشهای اشتغالزایی جوانان در استان خوزستان انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با پنج نفر از اعضای هیئت علمی، چهار نفر کارآفرین، پنج نفر از مسئولان مرتبط با حوزه اشتغال و چهار نفر کارفرما گردآوری شد. اشباع دادهها پس از انجام هجده مصاحبه حاصل گردید. نمونهگیری بهصورت هدفمند و از نوع نظری انجام شد. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مضمون و بر اساس رویکرد ششمرحلهای براون و کلارک صورت گرفت. یافتهها: یافتهها منجر به استخراج چهار مضمون اصلی و دوازده مضمون فرعی گردید. مضامین اصلی عبارتاند از: ۱. چالشهای ساختاری و کلان (ناهماهنگی بین دستگاهها، ناپایداری اقتصادی، اقتصاد تکمحصولی، ۲. شکاف مهارتی ـ آموزشی (فقدان پیوند میان دانشگاه و صنعت، کمتوجهی به مهارتهای نرم، واپسماندگی محتوای آموزشی)، ۳. مهارتهای مورد نیاز و اولویتدار (مهارتهای فنی تخصصی، مهارتهای نرم، مهارتهای کارآفرینی) و ۴. راهبردها و راهکارهای پیشنهادی (تحول در نظام آموزشی، توسعه اکوسیستم کارآفرینی، ایجاد پایگاه داده یکپارچه). یافتهها نشان داد که ارتقای مهارتهای عملی و نرم، بازنگری در محتوای آموزشی دانشگاهها، و گسترش همکاری میان بخش آموزش و صنعت از الزامات اساسی توسعه اشتغال در استان هستند. نتیجهگیری: بر این اساس، طراحی دورههای آموزشی مبتنی بر نیاز بازار، تقویت ارتباط دانشگاه و صنعت و حمایت از فعالیتهای کارآفرینانه جوانان از مهمترین راهکارهای پیشنهادی برای کاهش نرخ بیکاری در خوزستان محسوب میشود.