مرور سیستماتیک مطالعات کارآفرینی زنان
نویسندگان
1 گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد ، مشهد ، ایران
2 گروه علوم اجتماعی ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی ، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد ، ایران
3 گروه علوم اجتماعی ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی ، دانشگاه فردوسی مشهد ، مشهد ، ایران
4 گروه علوم اجتماعی ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی ، دانشگاه فردوسی مشهد ، مشهد ، ایران
doi
10.22034/jeds.2025.67185.1883چکیده
هدف پژوهش: رفع معضلات مربوط به توسعۀ پایدار و رشد جامعۀ ایران منوط به پرداختن به ابعاد مؤثر گوناگون در فرآیند توسعه است. از سوی دیگر، کشورهای در حال توسعه مانند ایران همواره با مشکلات متعدد تأمین اعتبار، ثبات مالی، سرمایهگذاری و ایجاد شغل همراه هستند. به ویژه این موضوع برای زنان با دشواریها و موانع ساختاری، اجتماعی، فرهنگی و... بیشتری مواجه است. کارآفرینی و درآمدزایی زنان، به عنوان نیمی از جمعیت در هر کشور، نشاندهنده استفاده بهتر از پتانسیلها و فرصتهای موجود بر اساس نوآوری و خلاقیتی است که در عمل اعمال و اجرا میشوند و از این طریق باعث تبدیل نیروهای بالقوه توسعه به نیروهای بالفعل میگردد. از این روی، با گسترش فرصتهای شغلی، بهرهوری نیروی کار (اعم از زن و مرد) بالا رفته و در نتیجه باعث کاهش بیکاری، کاهش فقر، توسعۀ انسانی، اقتصادی، اجتماعی و در کل توسعۀ پایدار در جامعه اتفاق میافتد. وقتی صحبت از کارآفرینی زنان به میان میآید، اهمیّت آن درکشورهای درحال توسعه مانند ایران بیشتر هم است لذا تاکنون مطالعات فراوانی در این زمینه صورت گرفته است. بر این اساس، ضرورت انجام یک مطالعه با استفاده از روش مرور نظاممند وجود داشت تا با نگاه انتقادیِ موجود در این روش، به بررسی مطالعات مربوط به این حوزه پرداخته و یک دید کلی از ذخیرۀ دانش موجود در زمینۀ کارآفرینی ارائه گردد. روش پژوهش: برای درک دقیق ادبیات مربوط به کارآفرینی و کارآفرینی زنان، از روش مرور نظاممند با رویکرد تلفیقی، که ما را مقدور میکند به بررسی همزمان مطالعات کمی و کیفی بپردازیم، استفاده شد. یافتهها: بر اساس یافتهها، نتایج حاصل از این پژوهشها پراکنده و حتی در برخی موارد متضاد هستند و قادر نیستند یک دید کلی از این مهم به محققان، صاحبان کسب و کار، مدیران و سیاست گذاران و... ارائه کنند. همچنین نتایج نشان میدهند که حداقل دو نقد دیگر به مطالعات این حوزه وارد است که بر کاهش اعتبار یافتههای آنها اثرگذار هستند: ضعف در نحوه تفسیر پژوهشگران- عدم توجه به نظریههای کارآفرینی. در انتها پرتکرارترین موانع کارآفرینی زنان و پرتکرارترین مؤلفههای اثرگذار بر آن که در طی سالهای مختلف در تعداد مقالات بیشتری مورد توجه و بررسی قرار گرفتهاند، ارائه میگردد. نتیجهگیری: استمرار پژوهشهای دقیق و مفید در این زمینه از مهمترین وظایف جامعۀ علمی میباشد. با این حال، یافتهها نشان میدهند تاکنون در هیچ یک از پژوهشهای داخلی و خارجی انسجام علّی و معینی در مورد عوامل مؤثر بر کارآفرین شدن و موفقیت زنان در کارآفرینی وجود ندارد. حتی گاهی نتایج کاملاً متناقض هستند.