سنخ شناسی نحوه تعامل سازمانهای غیردولتی و غیربازاری با دولت و بازار در مواجهه با فقر در ایران (مورد مطالعه: استان آذربایجان شرقی)
نویسندگان
1 دانشیار گروه جامعه شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه جامعه شناسی.دانشکده ادبیات و علوم انسانی.دانشگاه خوارزمی.تهران. ایران
3 استاد جامعه شناسی.گروه علوم اجتماعی.دانشکده علوم اجتماعی.دانشگاه پیام نور. تهران . ایران
4 گروه جامعه شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22034/jeds.2026.71699.1932چکیده
هدف پژوهش: این پژوهش بر پایه نظریۀ آرایش، در تقابل با رویکردهای قبلی(دولتگرایی و بازارگرایی) به بررسی نحوه مواجهه سازمانهای غیردولتی و غیر بازاری با فقر می پردازد. آرایش مناسب میان سه بخش دولتی، خصوصی و جامعۀ مدنی(سازمانهای غیر بازاری غیر دولتی)، رویکردی جدید در مواجهه با مساله فقر، ارائه میدهد. در این تحقیق، خیریهها و سمنها ، سازمانهای غیر دولتی و غیر بازاری هستند که با وجود استقلال نسبی در تعامل و ارتباط با دو عرصۀ دیگر می باشند. تحقیق حاضر بدنبال بررسی چگونگی روابط و تعامل بین عرصههای سه گانه در مواجهه با فقر می باشد. روش پژوهش: این مطالعه با روش کیفی و تکنیک تحلیل تماتیک در قالب مصاحبۀ نیمه ساختاریافته با 21 نفر از مدیران عامل و دستاندرکاران سازمانهای خیریه و سمنها در استان آذربایجان شرقی انجام شده است.یافتهها: یافتهها نشان داد با توجه به سنخشناسی بدست آمده الگوی تعامل و ارتباط بین خیریه ها و سمن ها با دولت و بازار شامل چهار سنخ(متمایل به بازار، متمایل به دولت، آرایش مناسب و نا کارآمد) می باشد، خیریهها و سمنهایی که در تعامل با دولت و بازار( به صورت توامان) هستند و دارای آرایش مناسبی می باشند و نسبت به سایر سنخها به صورت کارآمدتری با فقر مواجه میشوند. نتیجهگیری: این تحقیق نشان میدهد که چارچوب «آرایش» نه یک آرمانگرایی انتزاعی، بلکه الگویی تحلیلی-راهبردی است که در میدان عمل نیز مصادیق عینی دارد. سنخ سوم (در تعامل) مصداق تجربی «آرایش مناسب» در بستر ایران است و نشان میدهد که علیرغم موانع ساختاری، امکان تحقق چنین الگویی وجود دارد. با این وجود پژوهش حاضر نشان میدهد که در شرایط حاضر، موانع قانونی، عدم شفافیت، پایین بودن سواد مدیریتی و عدم شبکه سازی و... مانع تحقق کامل این الگو است.