دولت در اندیشه محافظهکاری و پیامدهای آن برای حقوق عمومی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد حقوق عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 استادیار گروه حقوق عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
3 استادیار گروه حقوق عمومی دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
doi
10.22080/lps.2024.27442.1644چکیده
محافظهکاری اندیشهای است که نزد ملل مختلف، ویژگیهای منحصر به خودش را دارد. با این وجود، دارای برخی از خصیصههای مشترک است. نکوهش عقلگرایی، اجتناب از تغییرات بنیادین و دفاع از نابرابری از جمله آنها است. محافظهکاری، حاصل واکنش جریان ادموند برک به انقلاب فرانسه است. این اندیشه، طرفدار حفظ وضعیت موجود است؛ نه به این معنا که با تغییر مخالف است، بلکه تا حد امکان از تغییر و اصلاح در امور و طرح ایدههایی برای بهتر کردن وضعیت تا زمانی که اوضاع فعلی، خوب است، اجتناب میکند و از این اندیشه که خرد انسان بهتنهایی توانایی حل مشکلات جامعه بشری را دارد، بیزار است. محافظهکاری در سیاست را میتوان اتکا افراد یک جامعه سیاسی به سنت، عرف، آداب و رسوم و رویههای عملی در فعالیت سیاسی قلمداد نمود. از اینرو محافظهکاران از رویکرد اثباتگرایانه به حقوق عمومی که آن را در چارچوب قواعد حقوقی تعریف میکند و از نقش سنن و رویههای سیاسی غافل است، استقبال نمیکنند. این پژوهش با روشی توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای بر آن بوده تا ویژگیهای دولت در اندیشه محافظهکاری را بیان کرده و سپس تأثیر آن را بر حقوق عمومی شرح دهد. نتیجه آن شد که از منظر اندیشه محافظهکاری، دولت باید محدود باشد، از تمرکززدایی حمایت کند و برای انجمنهای داوطلبانه اجتماعی در قدرت سهمی قائل باشد و به اجرای سیاستهای رفاهی نیز اهتمام ورزد. تأثیر این اندیشه بر حقوق عمومی، فهم آن در چارچوب سنن و رویههای عملی سیاسی بهجای قواعد حقوقی صرف است.