مبانیِ فلسفیِ مفهومِ « خطا» در حقوق اروپایی و حقوق اسلامی و تاثیر آن در حقوق ایران
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق، دانشکده علوم انسانی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران.
2 دانشیار گروه حقوق بین الملل، دانشکده حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.22080/lps.2024.25947.1553چکیده
این مقاله به بررسی مبانی فلسفی مفهوم خطا در نظامهای حقوقی و نظریه اخلاقی حاکم در حقوق ایران می-پردازد. برای نیل به این مقصود ابتدا به بررسی وظیفهگرایی و نتیجه گرایی بهعنوان دو نظریه اخلاقی مسلط در فلسفه اخلاق و نظامهای حقوقی اروپای قارهای، حوزه انگلیسیزبان و اسلام پرداختیم. سپس جایگاه این دو نظریه اخلاقی را در حقوق ایران مورد بررسی قرار دادیم. سؤال اصلی این پژوهش این است که درست یا خطا بودن اعمال در نظام حقوقی ایران از چه امری ناشی میشود؟ فرض اساسی این پژوهش در پاسخ به سؤال اصلی این است که گرایشهای اخیر فیلسوفان و حقوقدانان به سمت نظریههای تلفیقی است. بهگونهای که با ترکیب عناصر وظیفهگرایی (نقض تکلیف پیشین) و نتیجه گرایی (تجاوز به حق دیگری)، خطا را در عین نقض حق دیگری، نوعی نقض تکلیف قلمداد میکنند. در حقوق ایران شاهد ترکیبی ناهمگون از عناصر وظیفهگرایی و نتیجه گرایی در خصوص مفهوم خطا هستیم. نگارندگان برای رهایی از این وضعیت دو پیشنهاد ارائه مینمایند: پیشنهاد اول ارائه تعریفی واحد از مفهوم خطا با تلفیق عناصر قابلجمع وظیفهگرایی و نتیجه گرایی اخلاقی است. پیشنهاد دوم ارائه نظریهای ابداعی موسوم به نتیجه گرایی عصب - زیستشناختی است که بر پایه آن خطا رفتار ناشی از دادهها و مؤلفههای ذهنی - مغزی محدود و نسبی فاعل در مواجهه با محرکهای محیطی است درحالیکه فرد در موقعیت مذکور امکان دسترسی به دلایل مناسب دیگر جهتگزینش تصمیمی غیر از رفتار خطا را داشته است.