تأثیر روششناسی مطالعات تطبیقی در آیین دادرسی مدنی ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، پردیس البرز، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه حقوق خصوصی و اسلامی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 استاد، گروه حقوق خصوصی و اسلامی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22080/lps.2024.26181.1569چکیده
یکی از مشکلات فراروی پژوهشگران مطالعات حقوق تطبیقی، فقدان اجماع برای انتخاب یک روش خاص جهت انجام این مطالعات است. از یک سو، «حقوق تطبیقی» و بهویژه «روششناسی آن» علمی جوان و نوپا بوده و در دهههای اخیر همواره مورد نقد و تغییرات گسترده قرار گرفته است. از سوی دیگر، تفکیک مطالعه تطبیقی از بررسی بستر تاریخی، اجتماعی و فرهنگی کشورهای مورد مطالعه ممکن نیست. این امر، انتخاب روشی مناسب برای مطالعه تطبیقی را به جهت جنبۀ چندوجهی بودن آن، با دشواری مضاعف مواجه نموده است. در این پژوهش پس از تبیین مفاهیم بنیادین مربوط به روششناسی حقوق تطبیقی، بستر تاریخی و روند شکلگیری آیین دادرسی مدنی ایران بررسی شده است. با توجه به نوپابودن موضوع «روششناسی حقوق تطبیقی» بهطور ویژه و بهطور کلی نو پدید بودن «حقوق تطبیقی» بهعنوان رشتهای مستقل از سایر رشتههای مطالعات حقوقی، نظام آیین دادرسی مدنی ایران علیرغم تلاشهای قابلستایش اندیشمندان، نتوانسته است بهره کافی را از مطالعات حقوق تطبیقی، بهویژه در حوزۀ نظام قانونگذاری آیین دادرسی مدنی برده باشد.