مطالعه تطبیقی ساختار مدیریت زندانها و بازگشت به جرم در نظامهای کیفری ایران، آمریکا و نروژ
نویسندگان
1 کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
2 استادیار گروه فقه و حقوق اسلامی، دانشکده علوم انسانی، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران
doi
10.22080/lps.2023.25278.1497چکیده
هدف از زندان، صرفا ایجاد فاصله بین مجرم و جامعه نیست، زیرا دیر یا زود مجرمین به جامعه بازخواهند گشت، بلکه خط مشی و سیاستگذاری مناسب در استفاده از فرصتی است که زندان در اختیار متولیان قرارداده تا در جهت تغییر دیدگاه زندانیان نسبت به عمل مجرمانه تلاش نمایند. بنابراین، در مرحله اجرا مدیریت زندان میتواند نقش بسزایی در دستیابی به این هدف ایفا نماید. با توجه به نتایج متفاوت ناشی از باز-بزهکاری در نظامهای کیفری ایران، آمریکا و نروژ که ارتباط مستقیمی با نظام مدیریتی بر زندانها دارد، لذا با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، به بحث و مقایسه تطبیقی به فرایند مدیریت در این حوزه پرداخته شده است. در نظام کیفری ایران تا قبل از تصویب آئین نامه اجرای زندان مصوب 1400 قوه قضائیه، به دلیل عدم برنامهریزی تخصصی، عدم استفاده صحیح از پتانسیل آموزشهای دینی، استفاده از برخی بستههای مدیریت زندانها، و عوامل دیگر، بهیک فرایند ناقص تبدیل گردیده بود. اما آیین نامه مذکور، با دیدگاهی تحولگرا به موضوع مدیریت زندان نگریسته است، که در صورت اجرای کامل مفاد آن میتوان به ایجاد تحولی موثر در مدیریت زندان در ایران امیدوار بود. نظام کیفری آمریکا با رویکرد به سیاست سختگیرانه، از نیروی کار زندانیان به عنوان بردههای دولتی استفاده مینماید، که موفقیتی در کاهش نرخ باز-بزهکاری به همراه نداشته است. اما نروژ در یک برنامهریزی منسجم، در راستای بازگشت مجدد مجرمان به آغوش جامعه، و استفاده از مکانیسمهای موثر در دوران محکومیت زندان، و حاکمیت نگرش رفتار اشتباه به عوض رفتار مجرمانه در فضای زندان، موجب شده ضمن کاهش نرخ پیش گفته، در سطح اول دنیا، به عنوان الگویی برجسته در مدیریت زندان در جهان معرفی گردد که میتواند الگویی مناسب برای ساختار مدیریت زندان در ایران، محسوب گردد.