چگونگی ایجاد توازن قدرت در توسعۀ سیستمهای فناوری اطلاعاتی برای روابط بین سازمانی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مدیریت فناوری اطلاعات، دانشکده مدیریت صنعتی و فناوری، دانشکدگان تهران، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دکتری، گروه کسبوکار جدید، دانشکدۀ کارآفرینی، دانشکدگان تهران، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/jhrs.2025.508279.2369چکیده
زمینه و هدف: در گذشته، سیستمها و فناوریهای اطلاعاتی، بهطور عمده برای پشتیبانی از عملیات داخلی سازمانها استفاده میشدند؛ اما با تحول دیجیتال و توسعۀ زیستبومهای همکاری در کسبوکارها، این فناوریها در تکامل روابط سازمانی نقش استراتژیکی ایفا میکنند و باعث ایجاد نوآوری، پایداری و مزیت رقابتی میشوند. یکی از دغدغههای مهم در این مسیر، نامتوازن بودن قدرت میان ذینفعان است که میتواند فرایند پیادهسازی سیستمهای اطلاعاتی بینسازمانی را با شکست مواجه سازد. هدف این پژوهش، تبیین سازوکارهای طراحی روابط بینسازمانی، بر پایۀ تحلیل قدرت در این روابط است.روش: این پژوهش با استفاده از روش فراترکیب و مبتنی بر مدل هفتمرحلهای زیممر، مفاهیم مرتبط با پیشایندها و پسایندهای روابط قدرت در تکامل سیستمهای ارتباط بین سازمانی را شناسایی کرده است. مفاهیم با استفاده از روش کدگذاری سه مرحلهای، در سه سطح مضمون پایه، سازماندهنده و فراگیر استخراج و در قالب یک مدل فرایندی چندلایهای برای طراحی ارائه شد.یافتهها: تحلیل دادهها به استخراج ۵ مضمون فراگیر، ۱۳ مضمون سازماندهنده و ۴۲ مضمون پایه، بهعنوان عوامل اثرپذیر و اثرگذار بر روابط قدرت در توسعۀ سیستمهای اطلاعاتی برای تکامل روابط بینسازمانی منجر شد. این مضامین در قالب مؤلفههایی مانند شرایط علّی، زمینهای، مداخلهگر، استراتژیهای روابط بینسازمانی، استراتژیهای توسعۀ فناوری اطلاعات و پیامدها سازماندهی شدهاند.نتیجهگیری: روابط قدرت، نهتنها مانع توسعۀ سیستمهای اطلاعاتی نیستند، بلکه در صورت مدیریت هوشمندانه، میتوانند نقش تسهیلگر، تنظیمگر و حتی محرک نوآوری را ایفا کنند. توازن قدرت از طریق شناسایی نوع رابطه (سازمانی، رابطهای یا شبکهای)، تحلیل منابع قدرت، انتخاب ساختار همکاری مناسب و طراحی سازوکارهای همراستاسازی تحقق مییابد.