ارائه الگوی مدیریت قارچی در سازمان های دولتی: رویکرد تحلیل مضمون
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران
doi
10.22034/jhrs.2025.517140.2398چکیده
زمینه و هدف: مدیریت اثربخش در سازمانهای دولتی، یکی از ارکان اصلی موفقیت و ارائۀ خدمات بهینه به جامعه شناخته میشود؛ با این حال، رویکردهایی نظیر مدیریت قارچی که در آن، کارکنان از اطلاعات لازم محروم میمانند، میتواند چالشهایی در مسیر بهرهوری و اعتماد سازمانی ایجاد کند. هدف این پژوهش، ارائۀ الگویی برای مدیریت قارچی است تا با تحلیل این سبک، راهکارهایی برای تعادلبخشی بین کنترل مدیریتی و افزایش مشارکت کارکنان پیشنهاد کند. روش: پژوهش حاضر از منظر فلسفۀ پژوهش، در چارچوب پارادایم تفسیری قرار میگیرد و از نظر رویکرد، از نوع استقرایی است. این پژوهش در زمرۀ تحقیقات کیفی دستهبندی میشود. مشارکتکنندگان پژوهش، استادان دانشگاه و مدیران ارشد و میانی سازمانهای دولتی استان لرستان بودند که با استفاده از روش نمونهگیری نظری انتخاب شدند. از اینرو، بر اساس قاعدۀ اشباع نظری، در پژوهش حاضر با استفاده از ۱۴ مصاحبه این مهم حاصل شد. دادههای مورد نیاز با استفاده از مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری شدند و تحلیل دادهها نیز با بهرهگیری از روش تحلیل مضمون کلارک و براون صورت گرفت. یافتهها: تجزیهوتحلیل دادهها به شکلگیری ۲۳۵ کد اولیه، ۲۱ مضمون فرعی و ۴ مضمون اصلی انجامید. مضمونهای اصلی شناسایی شده عبارتاند از: عوامل فردی، عوامل سازمانی، عوامل محیطی و عوامل قانونی – نظارتی. مضمونهای فرعی شناسایی شده نیز عبارتاند از: سبک رهبری مدیر، ترسِ از دست دادن قدرت، مهارتهای ارتباطی ضعیف، بیاعتمادی به کارمندان، نگرش منفی به شفافیت، تجربه و پیشینۀ مدیر، شخصیت کنترلگرا، فرهنگ سازمانی بسته، ساختار سلسلهمراتبی خشک، فقدان سیاستهای شفافیت، سیستم پاداشدهی ناکارآمد، تمرکز بیش از حد بر اهداف کوتاهمدت، رقابت داخلی شدید، عوامل سیاسی، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، عوامل فرهنگی، قوانین محدودکنندۀ شفافیت اطلاعات، ضعف نظارت بر جریان اطلاعات، قوانین تشویقکنندۀ بوروکراسی بیش از حد و ضعف در الزامات قانونی برای پاسخگویی. نتیجهگیری: این پژوهش با ارائه الگوی چندسطحی مدیریت قارچی، به غنای نظری ادبیات مدیریت عمومی کمک میکند و درک جامعی از تعامل عوامل فردی، سازمانی، محیطی و قانونی در شکلگیری این الگو فراهم میآورد. از منظر کاربردی، این الگو میتواند بهعنوان راهنمایی برای سیاستگذاری، اصلاح سبکهای رهبری و تقویت شفافیت و پاسخگویی در سازمانهای دولتی استفاده شود.