آسیبشناسی موانع تحقق و اثربخشی جایگاه موقوفات در رفاه اجتماعی
نویسندگان
1 استاد گروه تعاون ورفاه اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی ،دانشگاه علامه طباطبایی، تهران
2 دانشیارگروه مطالعات زنان دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی،تهران
3 دانشجوی دکتری رفاه اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران
4 دانشیارگروه مدیریت دولتی دانشکده مدیریت وحسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران؛
doi
10.22059/ijsp.2022.87917چکیده
موقوفات بهمثابه یکی از سازوکارهای فرهنگی و دینی با تعدیل ثروت، کاهش نابرابری و خدمات عامالمنفعه نقش مهمی در افزایش رفاه اجتماعی شهروندان داشتهاند. ازاینرو، این مطالعه با هدف آسیبشناسی موانع تحقق (اثربخشی) جایگاه موقوفات در رفاه اجتماعی در موقوفات گنجعلیخان کرمان انجامگرفته است. در چارچوب مفهومی از رویکرد وبر، وارنر و ایزنشتاد استفاده شد. تحقیق حاضر بهصورت کیفی و با استراتژی تحقیق داده بنیاد انجامگرفته است. جمعیت مورد مطالعه کلیه صاحبنظران و کارشناسان حوزه اوقاف بود. روش نمونهگیری به صورت هدفمند و نظری و ابزار گردآوری دادهها مصاحبه عمیق فردی بوده است. تجزیه و تحلیل دادهها بر اساس رویکرد سیستماتیکِ اشتروس/کوربین انجامگرفته است. بدین ترتیب، با تجزیه و تحلیل دادهها، 523 مفهوم اولیه استخراج شد و در ادامه «انطباق ناپذیری نهادی» بهعنوان پدیده محوری نامگذاری گردید. شرایط علی مؤثر بر این پدیده محوری، «غلبه رویکرد تکبعدی دینی»، «مدیریت سازمان نیافته و ناقص»، «ضعف دانش و تجربه تخصصی» و «بازدهی محدود» هستند. بسترهای شکلگیری آن «موانع قانونی و فرادستی»، «ناهمگرایی سازمانی»، «فهم واپسگرا از وقف» و «بازنمایی ضعیف کارکردهای رفاهی وقف» میباشند. شرایط مداخلهگر «گسست زمانی با نیازها»، «رکود نوآوری» و «ارزشیابی معیوب» و «خلأ سیاستگذارانه» هستند. راهبردهای اتخاذشده بر پدیده محوری «انسجامبخشی به ابعاد وقف»، «ارزیابی عملکرد دائمی نیازها و دستاوردها» و «معنا بخشی و نگاهداشت فرایند کار» میباشند که منجر به پیامدهایی همچون «همافزایی استراتژیک»، «انطباقپذیری مداوم»، «توانمندسازی اجتماعی»، «نوینسازی و تقویت نهادی- سازمانی» و «افزایش رفاه اجتماعی» میشوند. نتایج این مطالعه نشان میدهد مهمترین عوامل در عدم تحقق رفاه اجتماعی برآمده از موقوفات گنجعلیخان به رویکرد سنتی و عدم انطباقپذیری این نهاد دینی با شرایط متحول برمیگردد. این امر به بازنمایی نامناسب کارکردهای رفاهی آن منجر شده و درنتیجه باعثشده همچون گذشته نتواند با تعدیل ثروت در کاهش نابرابریها مؤثر باشند.