شناسایی عوامل مؤثر بر مدیریت منابع انسانی ملی با تأکید بر چالشهای منابع انسانی
نویسندگان
1 استاد، گروه استراتژی و سیاستگذاری کسبوکار، دانشکده مدیریت کسبوکار، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه خطمشی و اداره امور عمومی، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری، گروه رهبری و سرمایه انسانی، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/jhrs.2024.202933چکیده
زمینه و هدف: مدیریت منابع انسانی بهعنوان یک رشته علمی و عملی، در حال رشد و جهش شگفتانگیزی است؛ اما با توجه به عوامل گوناگون با چالشهایی مواجه میشود که در صورت تدابیر صحیح و بهنگام، میتواند آن را به فرصتهای ناب تبدیل کند و از قِبَل آن به مزیت رقابتی دست یابد. این چنین کارکرد منابع انسانی در سطوح ملی و کلان، میتواند بسترساز پیشرفت و توسعه اقتصادی کشور شود. بر اساس آنچه بیان شد، هدف از پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر مدیریت منابع انسانی ملی با تأکید بر چالشهای منابع انسانی، در سه بُعد ساختاری، زمینهای و رفتاری است. روش: روش پژوهش مبتنی بر مطالعات کتابخانهای بود و با بهرهگیری از روش فراترکیب انجام شد. روش نمونهگیری از نوع هدفمند و در دسترس بود. همچنین، در راستای گردآوری دادهها، به پایگاههای علمی داخلی و خارجی رجوع شد که از آن جمله، میتوان پایگاههای داخلی مگیران، ایرانداک، پایگاه علوم انسانی، نورمگز و اسآیدی اشاره کرد. از پایگاههای خارجی نیز پایگاههای گوگل اسکولار و ساینس دایرکت و امرالد بررسی شد. در گام نخست، بر اساس گردآوری مطالعات پیشین، عوامل مؤثر در قالب مضامین استخراج شد؛ سپس مبتنی بر فرایند فراترکیب، در چارچوب مدل سهشاخگی، در سه محور ساختار، زمینه و رفتار این عوامل دستهبندی شدند. یافتهها: بر اساس یافتهها، مهمترین عوامل مؤثر بر منابع انسانی ملی، در بُعد ساختاری عبارتاند از: «بلوغ معماری و ساختاری مدیریت منابع انسانی»، «اصلاح فرایندها و ساختارها و قوانین خطمشیگذاری منابع انسانی در سطح ملی»، «بازسازی ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مرتبط با مدیریت منابع انسانی در سطح ملی»، «اصلاح ساختارهای آموزش و توانمندسازی در سطح ملی». مهمترین عوامل در بُعد زمینهای عبارتاند از: «وضعیت توسعهیافتگی کشور»، «بلوغ نوآوری در سیستمهای مدیریت منابع انسانی»، «جهانیشدن و بینالمللیشدن منابع انسانی»، «تفاوتهای فرهنگی و زمینهای در کشورها»، «حکمرانی مشارکتی در مدیریت منابع انسانی»، «فناوری و نقش آن در مدیریت منابع انسانی». در نهایت مهمترین عوامل در بُعد رفتاری عبارتاند از: «توجه به مؤلفههای فرهنگی و اجتماعی در مدیریت منابع انسانی ملی»، «بازسازی نگرشها، ادراکات و رفتارهای اجتماعی در مدیریت منابع انسانی ملی»، «توجه به مؤلفههای چندملیتی و تفاوتهای قومیتی»، «اهمیت رهبری و شبکهسازی در مدیریت منابع انسانی ملی». نتیجهگیری: دستاورد ویژه پژوهش مبتنی بر بررسی و تحلیل مطالعات پیشین، اشاره به آن دارد که در طراحی نظام مدیریت منابع انسانی ملی، ضرورت دارد که همزمان به مؤلفههای ساختاری و مؤلفههای زمینهای و مؤلفههای رفتاری توجه ویژهای شود. در پژوهش حاضر، متناسب با شناسایی این علل، راهکارهایی برای نظام مدیریت ارائه شد. سهم دانشافزایی و کاربردی پژوهش حاضر را میتوان در توجه به چالشهای منابعانسانی در لایهها و سطوح کلان و ملی و با نگاه نهادی دانست.