فهم پدیده رنجش سازمانی کارکنان دارای مدرک دکتری سازمانهای دولتی به روش دادهبنیاد
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه مدیریت دولتی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.
2 دانشیار، گروه مدیریت دولتی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.
3 دانشیار، گروه مدیریت دولتی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.
doi
10.22034/jhrs.2024.202937چکیده
زمینه و هدف: رنجش سازمانی نوعی ناراحتی و آزردگی از فرایندها، رفتارها، کنش و واکنشهای روزانه است که مدیران سازمانها را درگیر چالش میکند. در واقع رنجش سازمانی به نحو مؤثری مانع رسیدن سازمان به اهدافش میشود. لذا این پژوهش با هدف فهم پدیده رنجش سازمانی کارکنان صورت گرفته است. روش: پژوهش حاضر بهروش کیفی و مبتنی بر نظریهپردازی دادهبنیاد است. نمونهگیری نیز به روش نظری بود که بر مبنای آن ۱۹ مصاحبه با مدیران و خبرگان به عمل آمد. یافتهها: نتیجۀ مصاحبهها، مجموعهای از مضامین اولیه بود که در فرایند کدگذاری باز، گردآوری و از آنها مقولههایی احصا شد و با کدگذاری محوری، پیوند میان مقولهها صورت گرفت که عبارت بودند از: ۱. شرایط علی: شامل نظام ارزیابی عملکرد ناکارآمد، رفتار سیاسی، عوامل سازمانی، عوامل شغلی، عوامل محیطی، عوامل مدیریتی، بیعدالتی سازمانی؛ ۲. دیدهمحوری: شامل ارتباطات نامطلوب سازمانی، تورش رفتار اسنادی، رفتار ماکیاولیگری؛ ۳. راهبردها: شامل ضعفهای عملکردی، برهمزدن انسجام سازمانی؛ ۴. پیامدها: شامل تسریع فرسودگی شغلی، عدم تابآوری، تزلزل سلامت اداری، تلاشهای فرد برای انتقام، کیفیت زندگی کاری نامطلوب؛ ۵. عوامل زمینهای: شامل مسائل اخلاقی، معضلات بوروکراسی، کوتولهپروری مدیران؛ ۵. عوامل مداخلهگر: شامل استراتژیهای تصویرسازی، نیروی کار ناهمگون، انتظارات فرد در قالب پارادایم کدگذاری محوری. نتیجهگیری: الگوی شناسایی شده رنجش سازمانی میتواند در ارتقای کیفیت و بهبود عملکرد و همچنین، خوشایندسازی محیط کار تأثیر بسزایی داشته باشد. فرایند رنجش سازمانی مدیران را روشن میکند و با مبنا قرار گرفتن در امور مدیریتی، به حل این معضل و کاهش تبعات بعدی آن در سازمانهای دولتی کمک کند.