طراحی مدل ارزیابی موفقیت مسیر شغلی کارکنان دولتی: با رویکرد فراترکیب
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت دولتی، واحد بینالملل قشم، دانشگاه آزاد اسلامی، قشم، ایران.
2 استاد، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکده مدیریت، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22034/jhrs.2024.195966چکیده
زمینه و هدف: موفقیت مسیر شغلی، طی سالهای اخیر، یکی از مفاهیم پُرتوجه در مطالعات منابع انسانی بوده است. سازمانها برای اینکه بتوانند نیروهای انسانی خود را حفظ کنند و ضریب ترک مشاغل را در کمترین سطح نگاه دارند، ناگزیرند تا بسترهای لازم را برای توسعه و پیشرفت منابع انسانی، بهویژه برای نیروهای کارآمد و متخصص فراهم آورند؛ از این رو درصدد برآمدند تا درک و بینش خود را در زمینۀ موفقیت مسیر شغلی توسعه دهند و مدل پویا و منعطفی را برای آن طراحی کنند. هدف این پژوهش، طراحی مدل ارزیابی موفقیت مسیر شغلی کارکنان دولتی است. روش: این مطالعه بهلحاظ هدف کاربردی، از نظر گردآوری اطلاعات توصیفی و مبتنی بر روششناسی کیفی است که با استفاده از روش فراترکیب به اجرا درآمده است. بدین منظور، مقالههای منتشرشده در زمینۀ موفقیت مسیر شغلی در پایگاههای نشریههای جهانی، در بازۀ زمانی تعیینشده بررسی شد. برمبنای اصول روش فراترکیب و معیارهای مطرحشده در آن، مقالهها وارد فرایند تحلیل فراترکیب شدند. برای تحلیل مقالههای منتخب نیز از روش تحلیل محتوای کیفی بهره گرفته شد. یافتهها: این پژوهش با تکیه بر روش فراترکیب و بررسی ۷۱ مقاله منتخب، یک الگوی پارادایمی در زمینه موفقیت مسیر شغلی ارائه داده است. نتیجه این بررسی، شامل ۵۳ مقوله فرعی، ۱۷ مقوله اصلی و ۴ مقوله کلی بود که در قالب یک الگوی نظری ارائه شد. مقولههای کلی بهدستآمده عبارتاند از: بهبود مستمر موقعیتهای عینی؛ نهادینهسازی موفقیتپذیری ذهنی؛ سیاستگذاری یکپارچه در ساخت مسیر شغلی؛ ارزیابی موفقیت مسیر شغلی. یافتهها بیانگر این جهتگیری مدیریتی است که میبایست موفقیت مسیر شغلی گامبهگام باشد و همچنین لازم است که ارزیابی موفقیت مسیر شغلی، از دو جنبۀ کارکنان و مدیران بهطورمشترک و ارزیابی موفقیت مسیر شغلی عینی و ذهنی، از سوی کارکنان و ارزیابی عوامل مؤثر بر موفقیت مسیر شغلی از سوی مدیران صورت گیرد. نتیجهگیری: میتوان گفت که در طراحی مدلهای موفقیت مسیر شغلی، بایستی به همسویی درونی و اجرایی با واقعیتهای شغلی سازمان و خواست نیروها توجه کرد. سازمانهای دولتی میبایست در تدوین برنامههای مسیر شغلی کارکنان از رویکرد کارمندمحوری بهره جویند.