سیر تحول و بنیانهای فکری ـ مفهومی پژوهشهای حوزه تحلیلگری منابع انسانی
نویسندگان
1 دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران.
2 دانشیار، گروه پژوهشی مدیریت، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.
doi
10.22034/jhrs.2023.184114چکیده
زمینه و هدف: تحلیلگری منابع انسانی با هدف جایگزینی تصمیمگیریهای مبتنی بر شهود و تجربه با تصمیمگیریهای دادهمحور و در نتیجه، پیوند میان کارکردهای منابع انسانی با نتایج کسبوکار، از طریق تحلیلهای کمّی مطرح شده است. از آنجا که این موضوع در دوران طفولیت منحنی بلوغ خود به سر میبرد، هم در عرصه نظر و هم در میدان عمل، به واکاوی، تدقیق و کاربرد گسترده نیاز دارد. پژوهش حاضر با هدف افزودن به بدنه دانش این حوزه، درصدد مرور سیر تحول پژوهشهای این حیطه و استخراج بنیانهای فکری ـ مفهومی آنهاست.روش: در راستای حصول هدف مقاله، پژوهشهای مرتبط با موضوع تحلیلگری منابع انسانی از ابتدا تاکنون (سالهای 1991 تا 2022) از پایگاه داده وبآوساینس استخراج و با استفاده از نرمافزار ویاواس ویوئر تحلیل شد. تحلیلهای توصیفی، همتألیفی، هماستنادی و همآیندیِ واژگان روی دادهها انجام شد. بهصورت خاص، از تحلیل هماستنادی برای احصای بنیانهای فکری ـ مفهومی موضوع بهره گرفته شد.یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد که از نظر کمیت، بیشترین تعداد مقاله در این حوزه، در سال 2017 انتشار یافته است. بیشترین تعداد استناد نیز در سال 2022 بود. اولریچ و دیو، پُراستنادترین پژوهشگران؛ مدیریت منابع انسانی، پُراستنادترین مجله و دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، پُراستنادترین دانشگاه در این زمینه بودند. تحلیل هماستنادی که بیانگر بنیانهای فکری ـ مفهومی در یک زمینه است، ادبیات موضوع تحلیلگری منابع انسانی را در قالب چهار خوشه به نمایش گذاشته است: خوشه نخست، «ماهیت و ضرورت تحلیلگری منابع انسانی» را نشان داد؛ خوشه دوم، بر بحث «پیوند میان تحلیلگری منابع انسانی با فناوری» متمرکز بود؛ خوشه سوم، در زمینه موضوع «تحلیلگری منابع انسانی و علم داده» شکل گرفت و در نهایت خوشه چهارم، «سویه تاریک تحلیلگری منابع انسانی» نامیده شد.نتیجهگیری: سابقه پژوهشی موضوع تحلیلگری منابع انسانی در سطح جهان، حدود دو دهه است؛ هرچند روند پژوهشهای منتشر شده در این حوزه، بسیار سریع بوده است. پراکندگی ساختاری پژوهشهای چهار خوشه احصا شده در این پژوهش، نشان میدهد که بهاصطلاح، نوعی «نمای دید پرنده» در تحلیلگری منابع انسانی لازم است. بهعلاوه، مهمترین ضعف پژوهشها یا حتی پروژههای انجامشده در زمینه تحلیلگری منابع انسانی، محدود شدن کار به افرادی با تخصص منابع انسانی یا تخصص فنی است که همکاری میان این دو نوع تخصص، در قالب همکاری بینرشتهای را میطلبد.