مطالعه روایت برنامهنویسان کارشیفته از مناسبات کارـ خانواده: رویکرد جنسیتی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، دانشگاه تهران، پردیس بینالملل ارس، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه رهبری و سرمایه، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 استاد، گروه آموزشی انسانشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22034/jhrs.2023.184116چکیده
زمینه و هدف: زندگی خانوادگی و شغلی دو جزء جداییناپذیر در زندگی افراد محسوب میشود؛ بهگونهای که رمز موفقیت افراد، به پیشبرد اهدافشان در این دو حوزه وابسته است. چنانچه فرد در بُعد زندگی شغلی یا خانوادگی خود، دچار مشکل و چالش شود، عوارض آن، هم فرد و هم سازمان و هم سطح جامعه را دربرمیگیرد. هدف از پژوهش حاضر، مطالعه داستانها و تجربههای برنامهنویسان کارشیفته، از مناسبات کارـ خانواده با رویکرد جنسیتی است.روش: پژوهش کیفی حاضر از حیث پارادایم تفسیرگرایی، رویکرد تدوین نظریه استقرایی و از حیث استراتژی پژوهش، روایتپژوهی است. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبه نیمهساختاریافته و پایان باز است که بهمنظور رسیدن به دادههای لازم، مصاحبهها تا رسیدن به حد اشباع ادامه یافت و در نهایت، طبق استانداردهای تعریفشده و بر مبنای نمونهگیری هدفمند، 30 نفر (15 زن و 15 مرد) در پژوهش حاضر مشارکت کردند. از تحلیل روایت مبتنی بر مضمون، برای شناسایی مضامین و شرح تجربههای مشارکتکنندگان استفاده شد.یافتهها: در بررسیهای انجامشده مشخص شد که روایت کلان زنان کارشیفته با روایت کلان مردان کارشیفته در خصوص عوامل اثرگذار بر مناسبات کار ـ خانواده، متفاوت است و بعضی از عوامل به تقویت مناسبات کار ـ خانواده و بعضی دیگر به کارشیفتگی بیشتر منجر میشود. بر اساس این پژوهش، در بین زنان، عوامل خانوادگی از جمله خانوادهمحوری، تناسب کار ـ خانواده، یکپارچگی کار ـ خانواده و خانواده حمایتگر، به برقراری تعادل بیشتر بین کار و خانواده افراد منجر میشود؛ زیرا زنان در امور خانه، نقش، وظایف و مسئولیتهای بیشتری را برعهده دارند. از نظر مردانِ برنامهنویس، عوامل سازمانی، از جمله کارشیفتگی، اضافهکاری اجباری، کار افراطی، درآمدزایی و عدم حمایت سازمان، به کارشیفتگی بیشتر و برهمخوردن تعادل کار ـ خانواده منجر میشود.نتیجهگیری: مردان بهدلیل نانآور بودن و تأمین هزینههای زندگی که از دیرباز و بهصورت سنتی بر عهده آنها بوده است، چنانچه در وضعیت نامطلوب اقتصادی و ناتوانی در تأمین هزینهها، قرار بگیرند، بهسمت کارشیفتگی بیشتر سوق پیدا میکنند.