الگوپردازی و اعتبارسنجی پدیده تصمیمهراسی مدیران
نویسندگان
1 استادیار، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و علوم اجتماعی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دکتری، گروه مدیریت منابع انسانی، دانشکده مدیریت و علوم اجتماعی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 دانشیار، گروه مدیریت منابع انسانی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.
4 دانشیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و علوم اجتماعی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22034/jhrs.2022.158893چکیده
زمینه و هدف: فرار از تصمیمهای بزرگ به تصمیمهای کوچک، یکی از هنرهای ماست برای پنهانکردن ترس از تصمیمگیری. هدف این پژوهش پدیدهمحوری، واکاوی راهکارها و پیامدهای پدیده تصمیمهراسی مدیران با رویکرد آمیخته است. روش: این پژوهش از نظر هدف، اکتشافی و از لحاظ نوع استفاده، کاربردی و روش اجرای آن، بر الگوی پیاز پژوهش مبتنی است. بخش کیفی با استفاده از روش دادهبنیاد و بخش کمّی با استفاده از روش توصیفی ـ پیمایشی اجرا شد. مشارکتکنندگان بخش کیفی، مدیران منابع انسانی دو وزارت کشور و تعاون، کار و رفاه اجتماعی بودند. ابزار جمعآوری اطلاعات، مصاحبههای نیمهساختاریافته با 16 تن از خبرگان این دو وزارتخانه بود که بهروش گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه آماریِ بخش کمّی پژوهش نیز، کارکنان همان دو وزارتخانه بودند. ابزار تحلیل دادهها در بخش کمّی، پرسشنامه محققساخته بود که روایی و پایایی آن تأیید شد. یافتهها: پس از تحلیل دادهها، ابعادی برای پدیده تصمیمهراسی شناسایی شد که عبارتاند از: طفرهروی در تصمیمگیری، ناتوانی درک مسئله، هراس از مواجهه با تصمیمگیری و تصمیمگیری انتزاعی (مربوط به پدیدهمحوری)؛ عدم تفویض اختیار، رفع تکلیف اداری، فرار از مسئله و محافظهکاری در تصمیمگیری (مربوط به راهبردها)؛ رفتار سیاسی نامشروع مدیران، ناتوانی آموخته شده، سیستم ارزشیابی عملکرد معیوب، پرورش مدیران خاکستری و مدیریت ناکارآمد (مربوط به پیامدها). گفتنی است که بر اساس تحلیل دادههای کمّی، برازش مدل تأیید شد. نتیجهگیری: آگاهی از نشانههای پدیده تصمیمهراسی، به دانش مدیران وزارتخانهها، هم از جنبه عینی و هم از جنبه ذهنی، عمق و غنای بیشتری میبخشد. مدیران بخش دولتی نیز بهکمک این آگاهی، میتوانند درک بهتری از فرایند تصمیمهراسی کسب کنند.