جنگشناختی مدرن: از شناخت در رزم تا عرصه جنگشناختی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
2 دانشیار دانشگاه علوم و فنون هوایی شهید ستاری، تهران، ایران.
doi
10.22034/jhrs.2022.158895چکیده
زمینه و هدف: پیشرفتهای انقلابی علوم و فناوریهای شناختی، مطالعات ذهن/ مغز را وارد مرحله جدید «کنترل و شبیهسازی مغز» کرده است. روندهای توسعه علوم و فناوریهای شناختی و سرمایهگذاریهای کلانِ سازمانهایِ تحقیقاتیِ نظامیِ پیشرو دنیا در این حوزه، نشان دهنده ظهور عرصه جدیدی از جنگ با عنوان «عرصه جنگشناختی» است. با توجه به نوظهور بودن عرصه جنگشناختی، اختلافنظرهای زیادی در مفهومسازی آن وجود دارد. هدف این پژوهش، تحلیل منطقی و مفهومی جنگشناختی و توصیف و ترسیم شبکه مفهومی آن است. روش: روشهای استفادهشده در این پژوهش عبارتاند از: تحلیل برساختی، تحلیل اکتشافی و تحلیل تحویلی متون مرتبط با هدف پژوهش. یافتهها: در مفهومسازی جنگشناختی، شش مغالطه منطقی رایج وجود دارد: 1. تحدید جنگشناختی به سطح روانشناختی؛ 2. تحدید جنگشناختی به عملیات شناختی؛ 3. تحدید تأثیرشناختی به مداخلهشناختی؛ 4. تحدید جنگشناختی به آسیب شناختی؛ 5. تحدید جنگشناختی به عملیات نظامی؛ 6. تحدید جنگشناختی به شناخت در جنگ. هر یک از مغالطههای فوق، نشاندهنده یک عنصر ماهیتی از جنگشناختی است که شبکه مفهومی آن را نمایان میسازد: علوم و فناوریهای جنگشناختی، جنگشناختی مبتنی بر تئوریشناختی، اثربخشی جنگشناختی، ابعاد جنگشناختی، دامنه جنگشناختی و عرصه جنگشناختی. نتیجهگیری: رنسانس علوم و فناوریهای شناختی، برتری آینده را برتریشناختی میداند و آن را در گرو قدرتنمایی در عرصه جنگشناختی ترسیم میکند؛ به همین دلیل، ضروری به نظر میرسد که با ایجاد پژوهشکدههای علوم و فناوریهای جنگشناختی، مراکز دفاعشناختی، قرارگاه و فرماندهی رزمشناختی و تربیت افسران جنگشناختی، زمینههایی فراهم آورد تا بتوان به سیاستگذاری، خطمشیگذاری، برنامهریزی و اقدامهای عملی برای انجام عملیاتهای آفندی و پدافندی در عرصه جنگشناختی پرداخت.