طراحی و اعتبارسنجی مدل درهم‌تنیدگی شغلی کارکنان

نویسندگان

1 دکتری، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 استاد، گروه مدیریت منابع انسانی، دانشکده مدیریت راهبردی، دانشگاه دفاع ملی، تهران، ایران.

3 استادیار، گروه مدیریت منابع انسانی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران.

doi
10.22034/jhrs.2021.266749.1598
چکیده

زمینه و هدف: یکی از چالش‌های مهم سازمان‌های امروزی، ترک خدمت ارادی و داوطلبانه کارکنان است. ترک خدمت داوطلبانه، هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم فراوانی برای سازمان‌ها به همراه دارد. از این رو، سازمان‌ها همواره در پی یافتن و به‌کارگیری رویکردهایی برای حفظ و نگهداشت کارکنان خود هستند. یکی از رویکردهای نوین برای پیشگیری از ترک خدمت داوطلبانه کارکنان، درهم‌تنیدگی شغلی است و این پژوهش قصد دارد مدلی برای درهم‌تنیدگی شغلی کارکنان ارائه دهد. روش‌شناسی: پژوهش حاضر آمیخته از نوع متوالی اکتشافی و راهبرد آن، نظریه‌پردازی داده‌‎بنیاد است. مشارکت‌کنندگان در پژوهش، مدیران ارشد و معاونان منابع انسانی در صنعت بیمه کشور بودند که از طریق روش نمونه‌گیری هدفمند و رعایت قاعده اشباع نظری، با 13 نفر مصاحبه انجام شد. ابزار جمع‌آوری اصلی داده‌ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و در بخش کمّی، پرسش‌نامه‌ محقق‌ساخته برای اعتبارسنجی مدل مفهومی به‌دست‌آمده بود. برای سنجش پایایی مصاحبه‌ها، از روش پایایی بین دوکدگذار و برای سنجش روایی، از روایی هفت‌مرحله‌ای بهره گرفته شد. یافته‌ها: مدل مفهومی در قالب الگوی پارادایمی، شامل عوامل علّی، پدیده اصلی، شرایط مداخله‌گر، شرایط زمینه‌ای، سازوکارها و پیامدها تعیین شد که هر یک از عوامل، این ابعاد را دربرمی‌گیرند. عوامل علّی: شامل عوامل فردی، شغلی، سازمانی و عوامل برگرفته از جامعه. پدیده اصلی: دربرگیرنده پیوستگی، تناسب و فداکاری. شرایط مداخله‌گر: شامل نوع سازمان، فرهنگ فردگرا جمع‌گرا و جنسیت. شرایط زمینه‌ای: دربرگیرنده عوامل تسهیل‌کننده و عوامل محدودکننده. سازوکار‌ها: دربرگیرنده پیوندهای برون‌سازمانی، پیوندهای درون‌سازمانی، حفظ کرامت انسانی، اقدام‌های مدیریت منابع انسانی و برنامه‌های توانمندسازی و مشارکت. پیامدها: دربرگیرنده پیامدهای سطح فردی، سطح سازمان و سطح کلان (جامعه). شایان ذکر است که نتایج اعتبارسنجی مدل از طریق مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان داد که از نظر خبرگان، مدل مفهومی از اعتبار کافی برخوردار است. نتیجه‌گیری: استفاده از این مدل و رعایت ملاحظات حاکم بر آن در هر مرحله، به سازمان‌ها، به‌ویژه شرکت‌های بیمه کمک می‌کند تا از خروج داوطلبانه کارکنان خود پیشگیری کنند و آنها را در سازمان نگه ‌دارند. این موضوع برای پژوهش‌های آتی در خصوص نگهداشت کارکنان در سازمان بستر جدیدی است و توجه به جامعه در این زمینه را بیش از پیش فراهم می‌کند.

کلیدواژه‌ها