ارائه الگوی پیادهسازی کانون تفکر در صنعت بانکداری: رویکرد دادهبنیاد
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت منابع انسانی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استاد گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
4 دانشیار، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22034/jhrs.2021.266579.1599چکیده
زمینه و هدف: امروزه، هر سازمانی با راهکار همفکری و مشارکت بخشهای مختلف ذینفعان، تلاش میکند که تابآوری مؤسسههای خود را تقویت کند. مؤسسههای مالی و بانکها نیز در جهان پرتلاطم کنونی، به این راهکار توجه ویژهای میکنند؛ اما، هنوز، در خصوص ساختارها و فرایندهای زیربنایی ایجاد اینگونه فضا برای همفکری، توافق نظری وجود ندارد. این پژوهش، بهدنبال ارائه الگویی برای جاریسازی کانون تفکر، بهعنوان یکی از گونههای مهم این ساختارها و فرایندها در صنعت بانکداری است.روش: پژوهش حاضر، از نظر هدف، بنیادی و از لحاظ نوع روش اجرا، توصیفی ـ اکتشافی محسوب میشود و رویکرد آن کیفی است. گردآوری دادهها با ابزار مصاحبه انجام شد. جامعه مشارکتکنندگان در پژوهش، مدیران و خبرگان صنعت بانکداری بودند که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. انجام مصاحبهها تا زمان دستیابی به مرحله اشباع نظری ادامه یافت و این اشباع بعد از 12 مصاحبه بهدست آمد. دادهها نیز با استفاده از رویکرد نظریهپردازی دادهبنیاد، طی سه مرحله کدگذاریهای باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند.یافتهها: تعداد 169 نشانه از کدهای باز مصاحبهها، در قالب 20 مفهوم اصلی دستهبندی شدند و در 6 طبقه اصلی قرار گرفتند که عبارتاند از: 1. ظرفیتهای سازمانی (با مفاهیم ظرفیتهای شبکهسازی، ظرفیتهای تیمسازی، ظرفیتهای تحقیق و توسعه و ظرفیتهای مشارکتپذیری)؛ 2. جریان ایدهها (با مفاهیم شبکههای ارتباطات، تغییر و تحولات محیط و مدیریت ایدههای نوآورانه)؛ 3. موانع سازمانی (با مفاهیم موانع مدیریتی، موانع ساختاری، موانع فرایندی و موانع مالکیت فکری)؛ 4. اقدامها (با مفاهیم تحلیل و پایش، تحقیق و توسعه، ارزیابی و بازنگری و بازخورد ایدهها)؛ 5. ساختار (با مفاهیم سازماندهی ماتریسی و ساختار ادهوکراسی)؛ 6. توسعه (با مفاهیم توسعه مشارکت، بهبود عملکرد سازمان و تحولگرایی).نتیجهگیری: در وضعیت کنونی، نظام تصمیمسازی مؤسسههای مالی و بانکها، بر اثر وابستگی به بوروکراسی سازمانی، آسیبهای فراوانی ایجاد کرده است و شکلدهی و استقرار موفق کانونهای تفکر با استفاده از الگوی پیشنهادی، میتواند به ترمیم این نظام کمک کند.