الگوی رفتاری مدیر به عنوان مربی: ارزیابی و رتبهبندی در وزارت راه و شهرسازی
نویسندگان
1 گروه آموزشی مدیریت، دانشکده مدیریت، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 استادیار، گروه مدیریت، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد مهاباد، دانشگاه آزاد اسلامی، مهاباد، ایران.
3 گروه آموزشی مدیریت، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد مهاباد، دانشگاه آزاد اسلامی، مهاباد، ایران
doi
10.22034/jhrs.2019.135732چکیده
زمینه و هدف: امروزه مربیگری مدیریتی به عنوان یک استراتژی مهم و مؤثر در زمینه توسعه منابع انسانی مطرح شده است. هدف این پژوهش طراحی الگوی رفتاری مدیر به عنوان مربی و ارزیابی و رتبهبندی آن در وزارت راه و شهرسازی است. روششناسی: پژوهش حاضر، از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش آمیخته (کیفی و کمی) و دارای رویکرد استقرائی است. مؤلفههای الگو به روش کیفی و مطالعات کتابخانهای با تحلیل محتوا ادبیات نظری و پیشینه پژوهش مربیگری و مدیر به عنوان مربی منتشر شده به صورت مقاله، کتاب، پایاننامه در پایگاههای معتبر علمی استخراج شدهاند و برای ارزیابی الگو در جامعه هدف از روش کمی استفاده شده است. در این پژوهش برای گردآوری دادهها از دو پرسشنامه 1- برای اعتبارسنجی مؤلفههای الگوی رفتاری مدیر به عنوان مربی (گام اول) از پرسشنامه خبرگان دانشگاهی و 2- به منظور سنجش میزان بهکارگیری این مؤلفهها در وزارت راه و شهرسازی (گام دوم) از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش در گام اول متخصصین حوزه منابع انسانی و رفتارسازمانی به تعداد 40 نفر و جامعه آماری در گام دوم، کارکنان وزارت راه و شهرسازی به تعداد 500 نفر هستند. برای تحلیل دادهها در گام اول از میانگین و نسبت روایی محتوا (CVR) و در گام دوم از آزمون میانگین یک جامعه (T-Test) و آزمون فریدمن استفاده شده است. یافتهها: الگوی رفتار مدیر به عنوان مربی دارای 9 مؤلفه (نقش) شامل توسعهدهنده، راهنما و حامی، مسئلهگشا، تسهیلکننده یادگیری، پاسخگو، تیمساز، مشارکتجو، عملگرا و مدیریت احساسات و نیز 37 شاخص است. همچنین، نتایج نشان داد که نقش عملگرا دارای رتبه اول در وزارت راه و شهرسازی است ولی به طور کلی میزان بهکارگیری و اعمال نقشها در سطح رضایت بخش متوسط) بوده و رضایت بخش نیست. نتیجهگیری: الگوی رفتاری مدیر به عنوان مربی به مدیران کمک میکند که با مدیریت استراتژی توسعه منابع انسانی، بهرهوری کارکنان و به تبع آن عملکرد و بهرهوری سازمان بهبود یابد. این موضوع نیز، زمینه اجرای پژوهشهای بعدی در حوزه منابع انسانی و رفتار سازمانی را مهیا میکند.