موجودات غیرمرئی، جن، باورهای عامه، انسان‌شناسی فرهنگی، روایت شفاهی، هویت فرهنگی،

نویسندگان

1 استاد دانشگاه و عضو بنیاد ملی نخبگان

2 دانشیار دانشگاه یزد

3 دانشجوی کارشناسی ارشد مردم‌شناسی دانشگاه یزد

doi
10.22059/ijar.2026.381450.459887
چکیده

باور به موجودات غیرمرئی به‌ویژه «جن»، به عنوان یکی از عناصر بنیادین فرهنگ عامه در بسیاری از مناطق ایران، ریشه در تاریخ، اسطوره‌ها و تجربه زیسته مردم دارد. در حومه غربی دهدشت، این اعتقاد بخشی جدایی‌ناپذیر از جهان‌بینی ساکنان است و نقش مهمی در تبیین پدیده‌های ناشناخته و مدیریت ترس‌های فردی و جمعی ایفا می‌کند؛ با این حال، تحلیل انسان‌شناسانه ریشه‌های فکری و فرهنگی این باورها در این منطقه خاص کمتر مورد توجه قرار گرفته است که مساله این پژوهش هم بررسی این ریشه ها می باشد. (بیان مسئله)هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تبیین این ریشه‌های فکری و فرهنگی و نیز بررسی نقش این باورها در حفظ هویت فرهنگی و نظام معنایی مردم منطقه است. (اهداف پژوهش)این مطالعه با رویکردی کیفی و روش مردم‌نگارانه انجام شده و داده‌های آن از طریق مطالعات اسنادی و روش‌های میدانی (شامل مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ساکنان بومی، مشاهده مشارکتی و گردآوری روایت‌های شفاهی) گردآوری شده است. نمونه‌گیری به صورت هدفمند انجام و داده‌ها با استفاده از روش تحلیل تماتیک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. (روش‌شناسی)یافته‌ها نشان می‌دهد باور به جن در این منطقه پدیده‌یی پویا و چندلایه است که در قالب تجلیات مختلف (انسانی، حیوانی، جامعه عشایری) تبلور یافته و کارکردهای متعددی از جمله تبیین ناشناخته‌ها، ایجاد نظم اجتماعی و انسجام‌بخشی دارد. اگرچه این باورها در بستر محیطی بکر و ساختار اجتماعی سنتی تقویت شده و از طریق روایت‌های شفاهی انتقال یافته‌اند، اما شواهد به وضوح حاکی از کاهش گزارش‌های مواجهه و کمرنگ‌شدن تدریجی باور در نسل جوان، همگام با ورود مظاهر مدرنیته است. (یافته‌های کلیدی)اعتقاد به جن در حومه غربی دهدشت نه تنها یک باور خرافی نیست، بلکه بخشی از نظام معنایی و هویت فرهنگی مردم است که به مدیریت ترس‌ها و تبیین ناشناخته‌ها کمک می‌کند. این باورها با وجود تغییرات اجتماعی و تکنولوژیک همچنان پایدار مانده و نقش مهمی در انسجام اجتماعی و انتقال فرهنگی ایفا می‌کنند. پژوهش حاضر با ارائه داده‌های میدانی، خلأ مطالعات انسان‌شناسانه در این حوزه و منطقه را پر کرده است.در نهایت، این پژوهش نتیجه می‌گیرد که اعتقاد به جن در دهدشت نه یک باور خرافی ساده، بلکه بخشی زنده از نظام معنایی و هویت فرهنگی مردم است که در تعاملی پویا با بستر اجتماعی-تاریخی خود، هم‌اکنون در حال گذار و بازتفسیر است. این مطالعه با پرکردن خلأ پژوهشی در این منطقه، درکی عمیق‌تر از سازوکارهای فرهنگی حاکم بر باورهای فراطبیعی ارائه می‌دهد. (نتیجه گیری)ریشه‌های فکری و فرهنگی اعتقاد به وجود جن در مردم حومه غربی دهدشت، در پیوند عمیق اسطوره، دین، تجربه زیسته، محیط طبیعی و ساختار اجتماعی منطقه نهفته است و این باورها، به‌عنوان بخشی از نظام معنایی و هویتی مردم، در ذهنیت و رفتار جمعی آنان حضور فعال دارد و با تغییرات محیطی و اجتماعی، بازتولید یا کمرنگ می‌شود.در نهایت، پژوهش حاضر نشان داد که ریشه‌های فکری و فرهنگی اعتقاد به جن در این منطقه، حاصل برهم‌کنش عوامل اسطوره‌ای، دینی، جغرافیایی و اجتماعی است و این باورها همچنان بخشی از هویت فرهنگی مردم را شکل می‌دهد، هرچند که با تغییرات اجتماعی و زیستی، در حال دگرگونی و بازتفسیر است.

کلیدواژه‌ها