بررسی حجم و محتوی کربن خشکدارهای درشت و خرد در جنگلهای ناو اسالم
نویسندگان
1 گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشکدة منابع طبیعی، دانشگاه گیلان، صومعهسرا، ایران.
2 گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشکدة منابع طبیعی دانشگاه گیلان، صومعهسرا، ایران.
3 گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشکدة منابع طبیعی دانشگاه گیلان، صومعهسرا، ایران.
4 گروه جنگلداری، واحد خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال ایران.
doi
10.22059/jfwp.2026.408252.1382چکیده
مقدمه: ضایعات چوبی (خشکدار درشت و خرد) از اجزای کلیدی بومسازگانهای جنگلی هستند که نقش مهمی در ذخیرهسازی کربن، چرخة مواد مغذی و تأمین زیستگاه دارند. با این حال، اثر شیوههای مختلف مدیریت جنگل بر حجم، پویایی تجزیه و محتوای کربن این ذخایر، بهویژه در جنگلهای هیرکانی ایران، کمتر بهصورت تطبیقی و همزمان بررسی شده است. پژوهش حاضر با هدف سنجش و مقایسه حجم، فراوانی، طبقات پوسیدگی، زیتوده و محتوای کربن خشکدار خرد (قطر ۲ تا ۱۰ سانتیمتر) و درشت (قطر ≥۱۰ سانتیمتر) در چهار توده با سابقة مدیریتی متفاوت در جنگلهای ناو اسالم (استان گیلان) طراحی و اجرا شد.روش پژوهش: چهار تودة جنگلی شامل: (۱) تودة تحت مدیریت تدریجی پناهی با ۴۰ سال فاصله از آخرین برداشت، (۲) تودة تکگزینی با ۱۰ سال فاصله، (۳) تودة تکگزینی همراه با برداشت درختان بادافتاده و (۴) تودة حفاظتی (بدون بهرهبرداری) بهعنوان شاهد انتخاب شدند. نمونهبرداری بهصورت شبکهای منظم تصادفی با ابعاد ۱۰۰×۱۰۰ متر انجام گرفت. برای خشکدار درشت از قطعات دایرهای ۱۰ آری (۱۰۰۰ مترمربع) و برای خشکدار خرد از قطعات دایرهای هممرکز ۵ آری (۵۰۰ مترمربع) استفاده شد. برای هر قطعهنمونه، قطر و طول خشکدار اندازهگیری و طبقة پوسیدگی آن (۱ تا ۴) براساس معیارهای بصری و لمسی ثبت شد. حجم هر قطعه با روش هوبر محاسبه گردید. برای تعیین چگالی بحرانی، از هر طبقة پوسیدگی در هر توده، ۳ نمونة چوبی برداشت و وزن خشک آن پس از خشک شدن در آون (۱۰۵ درجة سانتیگراد) تعیین شد. زیتوده از حاصلضرب حجم در چگالی بحرانی و محتوای کربن با اعمال ضریب ۰٫۵ بر زیتوده برآورد شد. همچنین فاصله از جاده، شیب زمین و شاخص قابلیت دسترسی توده ثبت شد.یافتهها: فراوانی خشکدار خرد در تودة حفاظتی (507 قطعه در هکتار) بهطور معنیداری کمتر از سایر تودهها بود. فراوانی خشکدار درشت در تودههای پناهی و تکگزینی بهطور معنیداری بیشتر از فراوانی آن در تودة حفاظتی بود. تودههای پناهی و حفاظتی بهترتیب با مقدار 4/16 و 4/47 متر مکعب در هکتار بیشترین حجم خشکدار خرد را داشتند در حالیکه تودة حفاظتی با 14/25متر مکعب در هکتار بیشترین حجم خشکدار درشت را داشت. تودة حفاظتی بیشترین فراوانی خشکدار با پوسیدگی زیاد (30/8درصد) و کمترین فراوانی پوسیدگی با شدت کم (15/5) را داشت. تودة پناهی بیشترین مقدار زیتودة خشکدار خرد (1062 کیلو گرم در هکتار) و تودة حفاظتی بیشترین مقدار زیتودة خشکدار درشت (3028 کیلوگرم در هکتار) را داشتند. بیشترین محتوای کربن خشکدار خرد در تودة پناهی (531 کیلوگرم در هکتار) و بیشترین محتوای کربن خشکدار درشت در تودة حفاظتی (1989 کیلو گرم در هکتار) بهدست آمد. شاخص قابلیت دسترسی به جنگل، قویترین همبستگی منفی را با حجم خشکدار درشت نشان داد. همچنین حجم خشکدار خرد با شیب زمین و فاصله از جاده همبستگی مثبت معنیدار داشت.نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که شیوههای مدیریتی با شدت کمتر و چرخة بهرهبرداری طولانیتر (مانند روش پناهی با ۴۰ سال فاصله) میتوانند ظرفیت ذخیرة کربن و پویایی طبیعی خشکدارها را تا حد زیادی حفظ کرده و به شرایط نزدیک به تودة حفاظتی بازیابی کند. در مقابل، اختلالات مکرر انسانی (بهویژه برداشت همزمان درختان سرپا و بادافتاده) این مخازن حیاتی را بهسرعت تخلیه و پویایی آن را بهسمت مواد تازه با سرعت تجزیة بالا سوق میدهد. قابلیت دسترسی به جنگل بهعنوان قویترین عامل تعیینکنندة کمیت خشکدارها شناسایی شد. پیشنهاد میشود در برنامههای مدیریت جنگلهای هیرکانی، حفظ عرصههای با دسترسی دشوار، پرهیز از پاکسازی کامل ضایعات برداشت و اولویتدهی به شیوههای نزدیک به طبیعت بهمنظور حفظ کارکردهای ترسیب کربن و تنوع زیستی در دستور کار قرار گیرد.