اولویتبندی عملیات تعمیر جادههای جنگلی با استفاده از ارزیابی چند معیاری مکانی و نمایۀ وضعیت جادههای غیرآسفالته
نویسندگان
1 گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکدة منابع طبیعی، دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
2 گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکدة منابع طبیعی، دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
3 گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکدة منابع طبیعی، دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران.
doi
10.22059/jfwp.2026.411262.1390چکیده
مقدمه: اولویتبندی نیازها در عملیات تعمیر جاده های جنگلی یکی از چالش برانگیزترین قسمت های مدیریت جاده است. زیرا از طرفی میزان بودجه با هزینه ها تناسب ندارد و از طرف دیگر در شرایط غیرقابل پیش بینی جنگل، ریسک رخ دادن ایرادهای جدید و به هم خوردن نظم برنامه ریزی بسیار بالاست. پژوهش حاضر با هدف اولویتبندی عملیات تعمیر جادههای جنگلی و مقایسۀ کارایی دو روش رایج ارزیابی چندمعیاری مکانی و نمایۀ وضعیت جاده های غیرآسفالته در اولویت بندی نیازهای تعمیر انجام شد.روش پژوهش: منطقۀ مورد مطالعه بخش نمخانۀ جنگل آموزشی–پژوهشی خیرود بود که 11720 متر شبکه جادۀ اصلی آن با استفاده از موقعیت مکانی آبروها به 50 قطعه تقسیم و دادههای میدانی برای هر دو روش بهطور همزمان برداشت شد. در ارزیابی چندمعیاری، معیارهای مؤثر با استفاده از روش دلفی تعیین و سپس با فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی وزندهی و در محیط GIS تلفیق و نقشه شایستگی تعمیر جاده ایجاد شد. در روش نمایۀ وضعیت جاده های غیرآسفالته، نوع و تراکم هفت نوع ایراد اصلی جاده در هر قطعه اندازهگیری و بعد از انجام تحلیل ها، نمایه وضعیت محاسبه شد. برای مقایسۀ آماری نتایج دو روش از آزمون رتبة علامتدار ویلکاکسون و بهمنظور بررسی میزان توافق نتایج دو روش، ضریب کاپای کوهن استفاده شد.یافتهها: پس از انجام سه مرحله فرآیند دلفی، نظرهای کارشناسان نزدیک و معیارها برای اولویتبندی تعمیر جاده مشخص شدند. نتایج تحلیل سلسله مراتبی نشان داد که معیار زهکشی بیشترین وزن را در اولویتبندی عملیات تعمیر داشته و حدود 30 درصد از وزن کل را به خود اختصاص داد. با توجه به نقشۀ شایستگی تنها 22 درصد قطعه ها در کلاسههای اولویت زیاد و خیلی زیاد برای تعمیر قرار گرفته، و بخش عمدۀ شبکه در وضعیت نسبتاً مناسب است. نتایج روش نمایۀ وضعیت بیانگر کیفیت بالای روسازی بود، بهطوریکه 94 درصد قطعهها در وضعیت عالی و خیلی خوب قرار داشتند. نتایج آزمون ویلکاکسون نشان داد که بین نتایج کلی دو روش اختلاف معنیدار وجود دارد. هر چند نتایج توصیفی نشان داد که در 34 درصد قطعه ها بین نتایج دو روش تطابق وجود دارد ولی این تطابقها میتواند تصادفی باشد. نتایج بررسی تطابق دو روش با ضریب کاپای کوهن نشان داد که تطابق بین نتایج قطعه ها در دو روش ضعیف بوده و از نظر آماری معنی دار نیست.نتیجه گیری: بهطور کلی روش نمایۀ وضعیت جاده های غیرآسفالته ایرادهای عینی موجود را برداشت می کند، در صورتی که روش ارزیابی چند معیاری با توجه به نوع معیارها، بیشتر پتانسیل و احتمال بروز تخریب را لحاظ میکند که این امر میتواند دلیل تفاوت نتایج این دو باشد. روش نمایۀ وضعیت جاده های غیرآسفالته میتواند بهعنوان مبنایی دقیق برای ارزیابی شرایط موجود و برنامهریزی کوتاهمدت و راهبرد تعمیر مورد نیاز بهکار رود، در حالیکه ارزیابی چندمعیاری مکانی ابزاری مناسب برای راهبرد تعمیر پیشگیرانه، تخصیص بهینۀ منابع محدود و در نظر گرفتن اهداف چندگانه فنی و محیطزیستی باشد.