مطالعۀ تطبیقی روایت مواجهۀ شاهعبّاس و نقطویان در منابع عصر صفوی(با تأکید بر افضلالتّواریخ خوزانی)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی، گروه تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استادگروه تاریخ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jhss.2025.401271.473839چکیده
پژوهش حاضر با عنوان «مطالعۀ تطبیقی روایت مواجهۀ شاهعبّاس و نقطویان در منابع عصر صفوی»، درصدد است که با مقایسۀ گزارش خوزانی و سه مورّخ دیگرِ این دوره، اطّلاعاتِ منحصربهفردِ موجود در گزارش این مورّخان و نیز وجوه تشابه و تمایز روایت آنان را آشکار سازد تا مشخّص گردد که مطالعۀ تطبیقی این منابع، چگونه منجر به ارائۀ دیدگاههای متنوّع در تبیین ماجرای نقطویان و شکلگیریِ تفسیرهای متناقض در ذهن مخاطب میشود.طریقت نقطویّه در سال ۸۰۰ق توسّط محمود پسیخانی پایهگذاری شد و دامنۀ فعّالیّت آن در عصر صفویّه هم تداوم یافت؛ چنانکه میتوان در دورۀ شاهاسماعیل نشانههایی از همکاری آنان با نزاریانِ محمّدشاهی را مشاهده کرد و دورۀ شاهطهماسب نیز با برخوردِ خشونتآمیزِ وی در قبال نقطویان همراه بود. در باب عصر سلطنت شاهعبّاس باید گفت که مورّخان این دوره هرکدام به نحوی ماجرای برخورد شاه و نقطویان را در متن خود بازتاب دادهاند که از میان آنان، روایت خوزانی در هیچیک از تحقیقات پژوهشگران مورد توجّه قرار نگرفته است. نتایج این نوشتار حاکی از آن است که خوزانی در مواردی نظیرِ نقشِ کلیدیِ عنایتکل صفاهانی در برخورد با نقطویان، ذکر علمای حاضر در محکمۀ درویشخسرو و بازنماییِ صحنۀ قتلعامِ نقطویانِ قزوین، روایت منحصربهفردی ارائه کردهاست. از سوی دیگر، تصویرسازی از صحنۀ دستگیریِ درویشخسرو، ایرادِ اتّهام فسادِ اخلاقی به یوسفی ترکشدوز، کاربردِ ادبیّات طنزآلود و بازتاب عقیدۀ تناسخ در روایت، از جمله مواردی است که در نوشتۀ برخی مورّخان دیده میشود، امّا متن خوزانی فاقد آن است. همچنین در مقدّمهچینیِ مورّخان برای ورود به بدنۀ اصلیِ روایت و مسائلی مانند گرویدنِ شاهعبّاس به طریقت نقطویّه، چگونگیِ آگاهیِ شاه از انحرافات نقطویان، زماننگاریِ وقایعِ مرتبط با آنان، کیفیّتِ اثباتِ اتّهامِ درویشخسرو در محکمه، نحوۀ گزینشِ یوسفی ترکشدوز برای مقام پادشاهی و داوری ارزشی دربارۀ وی، تشابهات و تمایزاتی بین گزارش خوزانی و سایر مورّخان وجود دارد. نهایتاً نگارندۀ این پژوهش برآن است که فروکشکردنِ تعصّباتِ ایدئولوژیک در اثرِ گذرِ زمان و عدمِ واهمۀ خوزانی از دستگاهِ سیاسیِ صفویان به دلیل حضور در هندوستان، به او این فرصت را داده تا ماجرای مذکور را با نگاه واقعبینانهتر و مستقلتری نسبت به سه منبع دیگر مورد توجّه قرار دهد