حافظۀ زنده در برابر تاریخ رسمی؛ مکانهای خاطره و بازخوانی تاریخ واقعی در پرتو اندیشۀ نورا
نویسندگان
1 دانشیار گروه تاریخ فرهنگی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.
2 استادیار گروه علوم اجتماعی،دانشگاه پیام نور،تهران،ایران.
doi
10.22059/jhss.2025.402328.473850چکیده
پژوهش حاضر به بررسی نسبت میان «حافظۀ زنده» و «تاریخ رسمی» در بستر تحولات فکری، فرهنگی و هویتی جوامع مدرن و پسانوگرا میپردازد. مسئله محوری پژوهش، تضاد میان حافظههای زیسته و روایتهای غیررسمی گروههای به حاشیه راندهشده با حافظۀ رسمی سازمانیافته توسط نهادهای سیاسی و فرهنگی است؛ حافظهای که در فرآیند ملتسازی مدرن، تاریخ را به ابزاری ایدئولوژیک برای بازنمایی گذشته یکدست تبدیل کرده و حافظههای متکثر را به حاشیه رانده است. پژوهش حاضر با بهرهگیری از چارچوب نظری «مکانهای حافظه» پییر نورا و روش تحلیل انتقادی گفتمان، نوع جدیدی از نگاه به تاریخ را ارائه میدهد و با اشاره به رابطۀ بین حافظه، تاریخ و مکانهای حافظه، ظرفیت این مکانها را در بازنمایی، احیاء و تداوم حافظههای سرکوبشده بررسی میکند. نتایج نشان میدهد که سیاستهای حافظهساز دولت ـ ملتهای مدرن، با حاشیه راندن خاطرات گروههای اقلیت، تاریخ را به ابزار تثبیت قدرت و گفتمان مسلط بدل کردهاند؛ در برابر این روند «مکانهای حافظه» میتوانند بستری برای درک گذشتۀ واقعی جامعه و حفظ پیوستگی با آن فراهم آورند. این مکانها علاوه بر بازسازی هویت جمعی، امکان مقاومت در برابر فراموشی تاریخی، احیای روایتهای مغفول و صداهای بهحاشیهرانده را فراهم میسازند؛ بهگونهای که تنوع و چندصدایی حافظۀ جمعی در برابر سلطۀ روایت رسمی حفظ شود. دستاورد اصلی پژوهش، برجستهسازی نقش مکانهای حافظه در احیای روایتهای چندلایه، مقابله با یکنواختسازی تاریخی و ارائۀ چارچوبی انتقادی برای بازخوانی هویت فرهنگی و تقویت تاریخنویسی چندصدایی است؛ امری که امکان فهمی عمیقتر و چندبعدی از فرآیند حافظهسازی و بازنمایی تاریخی را فراهم میکند.