بررسی جای نام های سرق، دورق، فلاحیه و شادگان در جغرافیای تاریخی خوزستان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه باستان شناسی. دانشکده ادبیات و علوم انسانی. دانشگاه تهران. ایران
2 استادیار گروه باستان شناسی دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jhss.2025.387405.473763چکیده
جاینامشناسی بهعنوان یکی از شاخههای مهم مطالعات جغرافیای تاریخی، نقش مؤثری در تحلیل تحولات مکانی و فرهنگی جوامع ایفا میکند. جاینامها بهعنوان ابزارهای کلیدی برای درک عمیقتر رابطة پیچیده میان انسان و سرزمین در طول تاریخ عمل میکنند و بازتابدهندة تغییرات فرهنگی، جابهجاییهای جمعیتی و تحولات سیاسی و اجتماعی در طول سدهها هستند. این پژوهش با تمرکز بر جاینامهای سرق، دورق، فلاحیه و شادگان در جنوب خوزستان، از یک سو نقش این علم را در بازسازی تحولات فضایی-تاریخی برجسته میکند و از سوی دیگر، اهمیت آن را در تبیین پیوندهای ناگسستنی میان هویت مکانی، عوامل طبیعی و فرآیندهای اجتماعی- سیاسی نشان میدهد. پژوهش پیشرو با هدف بازخوانی بخشی از تاریخ خوزستان و بازشناسی پیشینه، تحولات مکانی و پیوند مفهومی جاینامهای سرق، دورق، فلاحیه و شادگان در جنوب این پهنه، در پی پاسخ به این پرسش است که آیا این اسامی به مکانهایی متفاوت در دورههای مختلف اشاره دارند یا به یک بستر جغرافیایی مشترک بازمیگردند. روش پژوهش، تحلیل تطبیقی متون جغرافیایی-تاریخی یونانی، عربی، سریانی، سفرنامهها، مختصات جغرافیایی شهرها، نقشههای تاریخی و شواهد باستانشناسی است. برآیند این دادهها نشان میدهد که این جاینامها از دوران باستان تا امروز دستخوش تحولات زمانی و مکانی متعددی شدهاند. طبق شواهد باستانشناسی، زبانشناسی، متون تاریخی و مطالعات زمینشناسی، چهار موقعیت اصلی در ارتباط با این جاینامها قابل بررسی هستند: تلتندی و جانشین (بهعنوان محل سرق و دورق باستان در شهرستان رامشیر)، روستای مدینه (بهعنوان دورق قدیم در شهرستان شادگان)، و فلاحیه (بهعنوان دورق جدید و هستة اولیه شهر امروزی شادگان). به نظر میرسد این مناطق در فرآیندهای تاریخی متعدد، دستخوش جابهجاییها و تحولات تدریجی از شرق به غرب و سپس به سمت جنوب غربی در امتداد رودخانة جراحی شدهاند. این تغییر موقعیت، متأثر از عواملی همچون تغییرات زیستمحیطی - مانند تکامل مخروط افکنههای آبرفتی- و عوامل انسانی بودهاند. اگرچه شواهد موجود تا حدی مسیر تحولات را روشن میکند، اما بهدلیل محدود بودن مطالعات گذشته و تخریب بسیاری از محوطهها در دهههای اخیر، انجام بررسیهای میدانی هدفمند و بهرهگیری از تصاویر ماهوارهای و تحلیلهای میانرشتهای برای بازبینی یا تأیید این فرضیات ضروری است