تقابل و گذار گفتمانی طب سنتی و نوین در مواجهه با بیماری آبله در ایران عصر قاجار
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
doi
10.22059/jhss.2026.402496.473851چکیده
پژوهش حاضر باهدف بررسی روند گذار و جایگزینی شیوههای نوین درمان آبله در ایران عصر قاجار شکلگرفته است. یافتهها نشان میدهد که پیش از ورود روشهای نوین، شناخت، پیشگیری و درمان آبله عمدتاً بر پایه اصول طب اخلاطی، باورهای دینی و سنتهای عامیانه صورت میگرفت. در این چارچوب، درمانگران با استفاده از ترکیب موازین نظری طب و تجارب عملی خود تلاش میکردند تا بیماری را کنترل کنند، اما این روشها در کاهش شیوع و کنترل تلفات بیماری اثربخشی محدودی داشت. ورود واکسیناسیون با مایه گاوی از کشورهای غربی، بهعنوان روشی جدید، این نظام سنتی را با چالشی جدی مواجه ساخت و باعث شکلگیری مقاومتهایی از سوی گروههای مختلف شامل طبیبان سنتی، روحانیان و حتی بخشی از عموم مردم شد. پذیرش تدریجی روش نوین، مستلزم آموزش طبیبان، اطلاعرسانی و آگاهیبخشی عمومی و مشاهده اثرات موفقیتآمیز آن در افراد بود. نقش اقدامات حکومتی نیز در ترویج و تضمین اجرای واکسیناسیون بسیار مهم بود و توانست به کاهش ترس و مقاومت اجتماعی کمک کند. بررسی روند این گذار نشان میدهد که تغییر در روشهای درمانی تنها محدود به تکنیکهای پزشکی نبوده و به تحول نگرشها، باورها و ساختار اجتماعی مرتبط با سلامت انجامید. بهطورکلی، این تجربه تاریخی نمونهای روشن از تعامل پیچیده میان علم، فرهنگ، باورهای اجتماعی و سیاست در پذیرش نوآوریهای پزشکی را ارائه میدهد