تبیین پیامدهای چندپارگی مدیریت فضایی بر حکمرانی کارآمد در کلانشهر اهواز

نویسندگان

1 استادیار جغرافیای سیاسی، گروه جغرافیا، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

2 دکتری مدیریت دولتی،واحد سیرجان، دانشگاه آزاد اسلامی، سیرجان، ایران

3 فوق دکتری جغرافیای سیاسی،دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

doi
10.22034/jiga.2026.2073202.1448
چکیده

یکی از چالش‌های اساسی در اداره شهرهای ایران، به‌ویژه کلان‌شهرها، تعدد و تنوع سطوح تقسیمات اداری-فضایی است. سازمان‌ها، ادارات و بخش‌های مختلف دولتی معمولاً در کلان‌شهرها تقسیمات فضایی مخصوص به خود را دارند که این ناهمگونی و ناهمسطحی باعث پیچیدگی بی‌مورد تقسیمات فضایی-اداری و ایجاد چالش در مسیر حکمرانی مطلوب می‌شود. این پژوهش به بررسی ناهمگونی تقسیمات فضایی-اداری در کلان‌شهر اهواز و چالش‌های ناشی از آن می‌پردازد.این تحقیق از نظر روش در زمره تحقیقات کیفی و از نوع اکتشافی-کاربردی است. در بخش کیفی از تکنیک دلفی برای تعیین مؤلفه‌ها و شاخص‌های تحقیق استفاده شده و با 15 خبره مصاحبه به عمل آمده است. سپس با استفاده از روش مدل‌سازی ساختاری-تفسیری (ISM) و تحلیل MICMAC، سطح‌بندی و تحلیل عوامل انجام شده است.یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تقسیمات ناهمگون اداری-فضایی در اهواز نه‌تنها یک مسأله ساختاری، بلکه یک مشکل سیستمی خودتقویت‌گر است که از طریق بازخوردهای منفی مانند رقابت نهادها می‌تواند تداوم یابد. مدل نهایی چهار عامل کلیدی را در سطوح مختلف نشان می‌دهد: مدیریت یکپارچه شهری در سطح بنیادی، شاخص قانونی و حقوقی در سطح سوم، کیفیت زندگی در سطح دوم و حکمرانی در سطح اول. این ناهمگونی از طریق ایجاد پراکندگی قدرت، کاهش شفافیت و افزایش هزینه‌های تعامل، کیفیت حکمرانی شهری را تضعیف می‌کند.شکستن این چرخه معیوب تنها با مداخله هم‌زمان در سطوح قانونی (اصلاح قوانین متمرکز)، نهادی (یکپارچه‌سازی سازمانی) و اجتماعی ممکن است. این پژوهش لزوم بازنگری اساسی در تقسیمات اداری-فضایی را به عنوان عاملی کلیدی در بهبود حکمرانی شهری و مدیریت یکپارچه در کلان‌شهر اهواز تأیید می‌کند.

کلیدواژه‌ها