تفاوتهای بافت سنتی و مدرن زواره براساس نظریۀ «شهر درخت نیست»: بررسی ساختار شهر ارگانیک در برابر ساختار درختوار
نویسندگان
1 دکتری مرمت بنا و بافتهای تاریخی، دانشگاه هنر اصفهان
2 دانشجوی کارشناسیارشد معماری مسکن، دانشگاه علم و صنعت ایران
3 استاد، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران
doi
10.22052/jias.2026.257728.1444چکیده
در دهههای اخیر، روند توسعۀ شهری و افزایش نیازهای جمعیتی و عملکردی، موجب دگرگونیهای چشمگیری در ساختار فضایی و کالبدی شهر زواره شده است. این شهر بهعنوان یکی از نمونههای شاخص شهرهای سنتی ایران، فرایندی از تحول تدریجی از بافت سنتی تاریخی بهسوی فرمهای جدید و مدرن شهری را تجربه کرده است؛ روندی که به تغییر در سازماندهی فضاها، استقرار کاربریها و الگوهای ارتباطی درون بافت منجر شده است. این مقاله ، با مرور منابع موجود، تفاوتهای بنیادین ساختار فضایی بافت سنتی و بافت شهری امروزی زواره را بر پایۀ نظریۀ «شهر درخت نیست» کریستوفر الکساندر بررسی میکند و پیامدهای این تفاوتها در گذار از شهر سنتی به معاصر را ارزیابی مینماید. اهداف مقاله، توضیح ساختار فضایی دو نوع بافت، شناسایی الگوهای فضایی سنتی، مقایسه با مدرن، و پیشنهاد راهکارهایی برای بهرهگیری از عناصر سنتی در برنامهریزی بافت جدید شهر زواره است. روش بررسی توصیفیتحلیلی بر پایۀ مطالعات کتابخانهای و مرور ادبیات است. مهمترین نکات از منابع نشان میدهد بافت سنتی زواره ساختار نیمهشبکهای ارگانیک با همپوشانی کاربریها و انعطافپذیری بالا دارد که پایداری را تضمین میکند؛ درمقابل، بافت مدرن درختوار با جداسازی عملکردها به بیهویتی منجر شده است. این تفاوتها بازتاب گذار از پویایی انسانمحور به عملکردگرایی انزواگرا هستند. درنتیجه، ادغام روابط ارگانیک سنتی در طراحی معاصر میتواند دستیابی به اصول شهرسازی پایدار را تسهیل کرده و برنامهریزان را به استفاده از اصول الکساندر برای احیای هستۀ تاریخی ترغیب نماید.