تحولات مفهوم حکمرانی خوب در پرتو رویۀ دیوان اروپایی حقوق بشر
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران
2 استادیار گروه حقوق، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران
doi
10.22059/jplsq.2022.328434.2850چکیده
گفتمان حکمرانی مطلوب در عرصۀ حقوق عمومی و حقوق بینالملل یکی از مباحث نوین ادارۀ کشورهاست که بدواً به عنوان اعمال قدرت سیاسی، اقتصادی و اداری برای مدیریت امور عمومی در همۀ سطوح بهنحوی کارامد و شایسته تعریف میشود. با این حال، این مفهوم هم در میان دانشگاهیان و هم در میان نهادهای داخلی و بینالمللی از تعریف مشخص و ابعاد و قلمرو معینی برخوردار نیست. هر تعریف بهطور معمول به برخی جوانب آن نگاه کرده است و در آخر نیز مشخص نیست چه آثار و مؤلفههایی دارد. نسبت به ماهیت حقوقی آن نیز اختلافنظر وجود دارد. در بین نهادهای بینالمللی، دیوان اروپایی حقوق بشر یکی از برجستهترین رویهها را در زمینۀ شناخت و تبیین حکمرانی مطلوب دارد که خود این رویه نیز بهتدریج تحول یافته است. بررسی رویۀ دیوان، ضمن اینکه شناخت بهتری از مفهوم حکمرانی مطلوب بهدست میدهد، نشاندهندۀ این است که مفهوم مذکور در رویۀ دیوان پرورش داده شده و به یک اصل حقوقی دارای تعهدات الزامآور که ابعاد و زمینههای مشخصی دارد، مبدل شده است. این تحول تا حدی است که در پرتو آن مقررات کنوانسیون اروپایی حقوق بشر که هیچ اشارهای به حکمرانی مطلوب ندارد نیز توسعه یافته است.