ارزیابی عملکرد سازمان ملل متحد در حلوفصل منازعات سرزمینی هویتمحور: با نگاهی به پروندههای قبرس، قرهباغ و کوزوو
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق بینالملل عمومی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران
2 استاد گروه حقوق، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
doi
10.22059/jplsq.2022.342025.3070چکیده
منازعات میان گروههای اقلیت و حکومت مرکزی، یکی از تهدیدهای کنونی صلح و امنیت بینالمللی بهشمار میروند. این پژوهش در نظر دارد تا با کاربست شیوۀ توصیفی-تحلیلی و از رهگذر بررسی سه پروندۀ جمهوری ترک قبرس شمالی، ناگورنو-قرهباغ و کوزوو، عملکرد سازمان ملل متحد در حلوفصل منازعات سرزمینی هویتمحور را واکاوی کند. نگارندگان بر این باورند که دلیل شکست ملل متحد در حلوفصل بحرانهای قبرس و قرهباغ آن است که شورای امنیت همواره از حق جمهوریهای قبرس و آذربایجان بر حفظ تمامیت ارضی خود پشتیبانی بهعمل آورده است، بدون آنکه به امکان ایجاد حق جدایی چارهساز اشاره داشته باشد. در واقع، شورا همواره نوعی تضمین بیقیدوشرط به حکومتهای مرکزی داده و به این ترتیب، ابزار فشار بر این دولتها جهت اعطای امتیازات شایسته به گروههای جداییخواه در راستای اقناع آنها به اعراض از مطالبات جداییطلبانه را از دست داده است. در مقابل، این سازمان در مسئلۀ کوزوو، با شناسایی ضمنی حق جدایی چارهساز بهعنوان آخِرین راهکار و پس از به بنبست رسیدن مذاکرات، کارنامة بهنسبت موفقی از خود بهجای گذاشته و از تداوم بحرانی بیپایان ممانعت بهعمل آورده است. بهنظر میرسد پرونده این سازمان در این زمینه، نه سیاه است و نه سفید؛ خاکستری است و همین ما را در وادی بیمها و امیدها میافکند.