بیگانگی اجتماعی و سرمایه‌های روان‌شناختی در پیش‌بینی پریشانی روان‌شناختی سالمندان: نقش میانجی خود غفلتی

نویسندگان

1 مشاوره، علوم تربیتی و روانشناسی، محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

2 مشاوره، علوم تربیتی و روانشناسی، محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

3 گروه روان‌شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه حکیم سبزواری

doi
10.22126/jap.2026.13612.1907
چکیده

پریشانی روان‌شناختی در سالمندان یکی از چالش‌های مهم سلامت روان است که تحت تأثیر عوامل فردی و اجتماعی متعددی قرار دارد؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف بیگانگی اجتماعی و سرمایه‌های روان‌شناختی در پیش‌بینی پریشانی روان‌شناختی سالمندان با نقش میانجی خود غفلتی انجام گرفت. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع همبستگی با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی سالمندان مراجعه کننده به مراکز توان‌بخشی شهر مشهد در تابستان ۱۴۰4 بود. تعداد 280 نفر (90 مرد و 190 زن) از این افراد به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به پرسش‌نامه‌های‌ پریشانی روان‌شناختی کسلر و همکاران، خود غفلتی وانگ و همکاران، بیگانگی اجتماعی جسور و همکاران و سرمایه‌های روان‌شناختی لوتانز و همکاران پاسخ دادند. تحلیل داده‌ها با روش مدل‌یابی معادلات ساختاری در نرم‌افزار SPSS.26 و Lisrel.8.8 انجام شد. نتایج تحلیل مدل ساختاری نشان داد که بیگانگی اجتماعی اثر مستقیم، مثبت و معناداری بر پریشانی روان‌شناختی دارد، همچنین سرمایه‌های روان‌شناختی اثر مستقیم و منفی معناداری بر پریشانی روان‌شناختی نشان دادند. در بخش تأثیرات غیرمستقیم، نتایج نشان داد که بیگانگی اجتماعی از طریق خودغفلتی اثر غیرمستقیم، مثبت و معناداری بر پریشانی روان‌شناختی دارد همچنین سرمایه‌های روان‌شناختی از طریق خودغفلتی اثر غیرمستقیم، منفی و معناداری بر پریشانی روان‌شناختی نشان دادند. به طور کلی با توجه به یافته‌ها، طراحی و ارزیابی مداخلات عملی که سرمایه‌های روان‌شناختی سالمندان را تقویت کرده و در مقابل، خودغفلتی و پریشانی روان‌شناختی را کاهش می‌دهند، مسیری مهم و کاربردی برای پژوهش‌های آتی به شمار می‌رود.

کلیدواژه‌ها