طراحی مدل بومی تکنوفرهنگ سازمانی در سازمان تأمین اجتماعی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
2 استاد، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
3 استاد، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
4 استاد، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
doi
10.22059/jipa.2026.409185.3849چکیده
هدف: تحول دیجیتال در سازمانهای عمومی، فقط فرایندی فناورانه نیست، بلکه مستلزم دگرگونی عمیق در الگوهای فرهنگی، معنایی و رفتاری سازمان است. در این میان، مفهوم «تکنوفرهنگ سازمانی»، بهعنوان پیوندی میان فناوری و فرهنگ، در موفقیت یا ناکامی برنامههای تحول دیجیتال نقشی کلیدی ایفا میکند. با وجود اهمیت این مفهوم، بررسیها نشان میدهد که در سازمانهای دولتی ایران، بهویژه در سازمان تأمین اجتماعی، بهعنوان یکی از نهادهای خدماتی بسیار بزرگ کشور، الگوی بومی و جامعی از تکنوفرهنگ سازمانی متناسب با ویژگیهای نهادی، فرهنگی و ساختاری کنونی وجود ندارد؛ از این رو، هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل بومی تکنوفرهنگ سازمانی در سازمان تأمین اجتماعی ایران با تأکید بر نقش آن در تحقق تحول دیجیتال است. روش: این پژوهش از نوع پژوهشهای آمیخته با رویکرد کیفی و کمّی است که از نظر هدف، کاربردی محسوب میشود و از لحاظ نحوۀ گردآوری دادهها، در زمرۀ پژوهشهای غیرآزمایشی قرار میگیرد. ابزارهای گردآوری دادهها در بخش کیفی، بررسی کتابخانهای، مطالعۀ مقالهها و انجام مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۰ نفر از استادان دانشگاه، مدیران ارشد و میانی، کارشناسان حوزۀ فناوری اطلاعات و خبرگان تحول دیجیتال در سازمان تأمین اجتماعی، در استانهای اردبیل، آذربایجان شرقی و غربی و تهران بود که در بازۀ زمانی فروردین تا تیرماه ۱۴۰۴ و با استفاده از روش نمونهگیری گلولۀ برفی انتخاب شدند. روش تحلیل دادهها در بخش کیفی، مبتنی بر نظریۀ دادهبنیاد (استراوس و کوربین، ۲۰۱۴) بود که با بهرهگیری از نرمافزار اطلس تی و از طریق فرایند کدگذاری انجام شد. در بخش کمّی، نمونهگیری بهصورت هدفمند و با مشارکت ۳۵ نفر از خبرگان و متخصصان انجام گرفت و دادهها از طریق پرسشنامه گردآوری شد. در این بخش، پس از استخراج یافتههای کیفی، بهمنظور ارزیابی میزان توافق و سازگاری، بررسی اجماع نظر مصاحبهشوندگان و خبرگان و نیز اعتبارسنجی مدل پژوهش، از آزمون همبستگی کندال استفاده شد. یافتهها: یافتههای پژوهش در قالب یک مدل پارادایمی تکنوفرهنگ سازمانی تبیین شدکه مقولۀ محوری آن «تحول در الگوی معنایی و عملیاتی سازمان، از بوروکراسی مبتنی بر کاغذ به تکنوفرهنگ مبتنی بر داده» است. فشارهای فناورانه، ناکارآمدی فرایندهای سنتی و انتظارات فزایندۀ ذینفعان، مقولههای علّی شناسایی شده بودند. عوامل زمینهای عبارت بودند از: ساختار بوروکراتیک، تنوع نیروی انسانی و ماهیت مأموریت سازمان. عوامل مداخلهگر شناسایی شده نیز سبک رهبری مدیران، سطح اعتماد سازمانی و نگرش کارکنان به فناوری بود. راهبردهای اصلی استخراجشده عبارت بودند از: توسعۀ سرمایۀ انسانی دیجیتال، بازطراحی ساختار و فرایندها، رهبری دیجیتال، اصلاح نظام انگیزشی و تقویت تعامل دیجیتال با ذینفعان که در نهایت به پیامدهایی نظیر نهادینهشدن فرهنگ دیجیتال، افزایش بهرهوری، ارتقای کیفیت خدمات و تقویت اعتماد اجتماعی منجر میشود. نتیجهگیری: موفقیت تحول دیجیتال در سازمان تأمین اجتماعی، بیش از هر چیز، به مدیریت آگاهانۀ تکنوفرهنگ سازمانی وابسته است. مدل ارائهشده میتواند بهعنوان مبنایی بومی برای سیاستگذاری، برنامهریزی و اجرای تحول دیجیتال در سازمانهای بزرگ دولتی ایران استفاده شود.