واکاوی الگوی پیشایندها و پیامدهای مدیریت عملکرد قضات دادگستری با رویکرد فراترکیب

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت، دانشکدۀ علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

2 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکدۀ علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

3 دانشیار، گروه مدیریت، دانشکدۀ علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.22059/jipa.2026.410020.3860
چکیده

هدف: مدیریت عملکرد قضات به‌عنوان یکی از ارکان حیاتی نظام قضایی، در تضمین کیفیت عدالت، افزایش رضایت ذی‌نفعان و تقویت اعتماد عمومی، نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کند. با وجود اهمیت این موضوع، تاکنون مطالعه‌ای نظام‌مند با رویکرد فراترکیب در ایران، برای واکاوی الگوی پیشایندها و پیامدهای مدیریت عملکرد قضات دادگستری انجام نشده است. این پژوهش با هدف پرکردن این شکاف تحقیقاتی، با استفاده از گام‌های هفت‌گانه سندلوسکی و باروسو، به تحلیل یکپارچۀ نتایج پژوهش‌های پیشین پرداخته است. روش: در بخش روش‌شناسی، پس از شناسایی ۱۶۶ متن علمی معتبر فارسی و انگلیسی در پایگاه‌های اطلاعاتی، ۱۰۹ پژوهش بر اساس چارچوب پریسما برای تحلیل نهایی انتخاب شد. صلاحیت منابع با مقیاس کسپ با میزان تطابق با سنجه‌های ده‌گانه «مهارت ارزیابی حیاتی» سنجیده شد و روایی محتوایی از طریق نظرهای ۲۰ خبرۀ دانشگاهی و قضایی (با ضرایب CVR و CVI بالاتر از 79/0) به تأیید رسید. داده‌ها با نرم‌افزار اطلس تی‌آی کدگذاری شدند. در ادامه، از طریق تحلیل مضمون، ۶۳۰ تم اولیه به‌دست آمد که پس از تجمیع نظرهای نخبگان، در ۳۲۵ تم پایه، ۳۲ تم سازمان‌دهنده و ۳ تم فراگیر خوشه‌بندی شدند. پایایی الگو با شاخص کاپا برابر 85/0 در سطح مطلوب تأیید شد. یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که پیشایندهای مدیریت عملکرد قضات، در سه سطح فردی (کمبود سرمایه‌های شناختی ـ مهارتی و خودکارآمدی)، سازمانی (ساختارهای متمرکز، فرایندهای ارزیابی پیچیده و ناکارآمدی تخصیص منابع) و فراسازمانی (فشارهای سیاسی، محدودیت‌های بودجه‌ای و نوسان‌های اقتصادی)، زنجیره‌ای علّی ایجاد می‌کنند. این زنجیره از نارسایی‌های فردی (مانند ضعف تحلیل پرونده‌ها) تا بی‌ثباتی‌های محیطی (مانند کاهش استقلال قضایی) امتداد می‌یابد و اثربخشی نظام را تضعیف می‌کند. این پیشایندها به‌صورت آبشاری، پیامدهای سلسله‌مراتبی (از کاهش ظرفیت قضایی و افزایش اشتباه‌های قضایی تا تضعیف حاکمیت قانون و کاهش سرمایه‌گذاری خارجی) را تحمیل می‌کنند و کارایی سیستم‌های قضایی را به‌طور سیستمی مخدوش می‌سازند. نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر با ارائه چارچوبی چندبُعدی، پنج بُعد کلیدی را در فرایند مدیریت عملکرد قضات شناسایی کرده است. این ابعاد عبارت‌اند از: شناختی ـ رفتاری (تعامل دانش، مهارت‌های تحلیلی و اخلاق حرفه‌ای با عملکرد)، تعامل‌گرای اجتماعی (کیفیت همکاری‌های قضات با وکلا، شهود و ذی‌نفعان)، سازمانی ـ نهادی (تأثیر ساختارها و فرهنگ بر اعتبار داخلی/خارجی)، محیطی ـ منابعی (وابستگی به فشارهای سیاسی، محدودیت‌های اقتصادی و تحولات فناورانه) و سرمایۀ انسانی ـ توسعه‌ای (پیوند آموزش‌های تخصصی با کاهش نابرابری‌های دسترسی به عدالت). این ابعاد از شایستگی‌های فردی تا پیامدهای اجتماعی را در برمی‌گیرند. این ابعاد در چرخه‌ای بازخوردی پویا، بر اساس نظریۀ سایبرنتیک عمل می‌کنند. برای غلبه بر محدودیت‌های این نظریه (مانند نادیده‌گرفتن پیچیدگی عوامل انسانی و تأخیر در بازخورد مداخلاتی)، ترکیب آن با نظریۀ نهادی (تأکید بر نقش هنجارها و محیط‌های نهادی) و نظریۀ سرمایۀ انسانی (تمرکز بر توسعه بلندمدت منابع انسانی) پیشنهاد می‌شود. این ترکیب، تحلیلی جامع از پویایی‌های نظام قضایی و راه‌کارهای عملیاتی (مانند بازطراحی فرایندهای ارزیابی و سرمایه‌گذاری در آموزش قضات) فراهم می‌آورد. این مطالعه به‌عنوان نخستین پژوهش نظام‌مند در ایران، الگویی نوین ارائه می‌دهد که هم‌زمان به چالش‌های ساختاری، فرایندی و محیطی پاسخ می‌دهد.

کلیدواژه‌ها