فرهنگ انگزنی و روایتهای سوءمصرفکنندگان مواد مخدر از پذیرش تدریجی انگِ معتاد
نویسندگان
1 دانشیار گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
2 کارشناسی ارشد جامعهشناسی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
doi
10.22059/ijsp.2021.82676چکیده
انگارۀ معتاد نه پدیدهای طبیعی است و نه واقعیتی عریان که در همۀ جوامع و فرهنگها، معنا و مضمون یکسانی داشته باشد، بلکه برچسب یا انگی است که جامعه بهمیانجی سازوکارهایی پیچیده به افراد کجرو میزند. قصد اصلی این جستار تأملی انتقادی در شیوههای برساختِ اجتماعیِ انگارۀ معتاد است؛ اینکه چگونه برخی افراد بهمیانجی سازوکارهایی پیچیده در جامعه، انگ معتاد میخورند و بهتدریج دلالتها و پیامدهای این خودانگارۀ جدید را در حیات فردی و اجتماعیشان میپذیرند. این پژوهش برای مطالعۀ کیفی نحوۀ شکلگیری فرهنگِ انگزنی به تحلیل تجربی سازوکارهای شکلگیری انگ معتاد درون خردهفرهنگِ سوءمصرفکنندگانِ مواد مخدر پرداخته و این کار را با تحلیل روایتهای سوءمصرفکنندگان مواد مخدر از پذیرش انگ معتاد انجام داده است. در این پژوهش کیفی، نمونهها از میان معتادان مرد در کمپهای ترک اعتیاد سنندج بهشیوۀ نمونهگیری هدفمند انتخاب شدهاند. روش انجام کار تحلیل روایت است و محتوای روایتهای مصاحبهشوندگان با استفاده از تکنیک تحلیل تماتیک تفسیر شده است. نتایج بیانگر آن است که سازوکارهایی چون «واگرایی فرد و جامعه»، «خودخوارانگاری»، «احساس بیگانگی»، «طرد اجتماعی»، «احساس ناامنی و تنهایی» و «دوگانگی احساسی» عمدهترین سازوکارهای ذیمدخل در شکلگیری فرهنگ انگزنی و پذیرش انگ معتاد از جانب سوءمصرفکنندگان مواد مخدر هستند. بهبیانِدیگر، طرد فرد از جامعه و هجرت او بهسوی خردهفرهنگ سوءمصرفکنندگان مواد مخدر به احساس خودخوارانگاری و تهیشدن شخصیت از انگارهها و معانی قبلی میانجامد و لذا آمادگی فرد برای پذیرش خودانگارۀ جدید بیشتر میشود. بنابراین فرهنگ انگزنی در حدِ فاصل گسست از فرهنگ مسلط تا گرویدن به خردهفرهنگی معارض شکل میگیرد.