گفتمان نظریات مطرح شره در قلمرو منطق و ماهیت جایگزین های حبس
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه حقوق کیفری و جرمشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد دامغان، دامغان، ایران.
doi
10.22054/jclr.2026.79547.2670چکیده
سیاست جایگزینهای حبس به عنوان محوری مشترک در پژوهشهای جرمشناختی-کیفرشناختی بخلاف ادبیات حقوقیِ جهانی شده، در قلمرو حقوق کیفری معاصر ایران به نسلی از مجازاتها اطلاق شده که در ظاهر بر نهجِ غلبه داعیهی تبدیل، توقف و جایگزینیِ مجازات حبس را دارند. این در حالی است که در گفتمان غالب، علمی و جهانی شده این تدابیر به شکل انحصاری در مواجه با کیفر حبس معنا و تفسیر نمیشوند. به طور حتم، تحلیل و تعلیلِ سیر پیدایش و کیفیت تبیین سیاست یا مجازاتهای جایگزین حبس گزارهای مهم در تنویر و شفافسازی ماهیت و چیستی این تدابیر بوده و میتواند روندهای ارزشمندی را برای توسعۀ نظری و عملی این اندیشه و عبور از شبهات فراروی آن را معرفی سازد. تحلیل تاریخی در این حوزه با رویکرد کیفی و مضمونگرایِ ویژۀ خود کمک میکند که بتوان فهمی صحیحتر از مبانی و کارکردهای نظام جایگزینها در بستر آموزههای جرمشناسی تقلیلگرا و سیاست حداقلیسازی و کاهش قلمرو حقوق کیفری پی برد. پرسش این است که نگرش و رویکرد کلی نظریههای کیفرشناختی-جرمشناختی مطرح شده نسبت به این جایگزینها بر کدام شالودههای فکری و علمی مبتنی است؟ و حدود اعتبار، تحویل پذیریِ احتمالی و استحقاق بر احتجاج و نقد آنها تاکجاست؟ در این مقاله که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، این پیش فرض مدنظر است که اغلب نظریههای مطرح شده در حوزۀ جایگزینهای حبس نگرشی همسو با فلسفۀ این تدابیر نداشته و به طور غالب در سطح اصطلاحات و مسلمات حقوقیِ محض گام برداشته و در تحلیل محتوایی آنها اقدام نمودهاند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که اتخاذ رویکردی ترکیبی و چند نهادی که متوجۀ ابعاد حقوقی-تجربی این تدابیر باشد، روش معتبرتری برای ترسیم اضلاع فکری و کارکردشناسانۀ آنهاست.