تحلیل کیفی چالشهای اقتصادی طرحهای احیای مراکز شهری ایران با تأکید بر مرکز شهر مشهد
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد ایران
2 استاد، گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد ایران.
3 دانشیار، گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد ایران
doi
10.22080/usfs.2026.29452.2528چکیده
هدف این پژوهش، تحلیل نظاممند چالشهای اقتصادی طرحهای احیای مراکز شهری ایران با تأکید بر مرکز شهر مشهد از طریق روش فراترکیب است. در این راستا، با جستوجوی کلیدواژههای مرتبط در پایگاههای اطلاعاتی معتبر داخلی و خارجی ازجمله SID، Google Scholar، Noormagz و ScienceDirect، تعداد ۷۱۲ مقالۀ اولیه شناسایی شد. پس از اعمال فرآیند غربالگری چندمرحلهای مبتنی بر بررسی عناوین و چکیدهها، تعداد ۱۲۳ مقالۀ کیفی که بهطور مستقیم به تحلیل چالشها و موانع نوسازی و بازآفرینی بافتهای فرسودۀ مرکزی شهرهای ایران، بهویژه شهر مشهد، با تمرکز بر ابعاد اقتصادی پرداخته بودند، برای تحلیل نهایی انتخاب گردیدند. دادههای کیفی گردآوریشده با بهرهگیری از چارچوب نظریۀ دادهبنیاد و با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفتند که حاصل آن، استخراج 49 کد باز و 7 کد محوری بود. کدهای محوری «منابع مالی و بودجهای»، «سرمایهگذاری و مشارکت»، «بیثباتی اقتصادی»، «توان اقتصادی ساکنین و کسبه»، «تخلفات مالی و اقتصادی در جریان اجرای طرحها» و «سوداگری در بازار ملک» ازجمله چالشهای اقتصادی مؤثر در اجرای طرحهای احیای مراکز شهری، بهویژه در شهر مشهد و همچنین کدمحوری «تغییرات در ساختار اقتصادی محلهها» ازجمله پیامدهای اقتصادی ناشی از اجرای ناکارآمد یا توقف این طرحها برای ساکنین این محدوده استخراج شدهاند و درنهایت «عدم موفقیت مدیریت اقتصادی طرحهای نوسازی بهسازی شهر مشهد، به دلیل هماهنگی ضعیف بین نهادهای تصمیمگیر، عدم توانایی اقتصادی ساکنان بافت و سیاستهای کلان اقتصادی، تورم و تحریمها» بهعنوان کد مرکزی شناسایی شد. نتایج نشان میدهد که سیاستهای نوسازی و بهسازی، بهجای آنکه بهعنوان بستری برای احیای اقتصادی و ارتقاء عدالت فضایی عمل کنند، عمدتاً در راستای تأمین منافع بازیگران قدرتمند اقتصادی و مبتنی بر رویکردهای پروژهمحور سامان یافتهاند و شکافهای اقتصادی و فضایی را در مناطق مرکزی شهر تعمیق بخشیده است؛ لذا حل چالشهای موجود مستلزم تحول اساسی در سه حوزه است: بازتعریف مفهوم توسعه بر مبنای عدالت فضایی، اصلاح ساختار حکمرانی و ایجاد نهادهای شفاف و تغییر رویکرد برنامهریزی از زمینمحوری به انسانمحوری.