شهر انسان‌محور در عصر فرانوگرا یا تأمل پساساختارگرایی

نویسندگان

1 دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشکده برنامه‌ریزی و علوم محیطی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران (نویسنده مسئول).

2 دانشیار گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشکده برنامه‌ریزی و علوم محیطی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

3 دانشیار، گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشکده برنامه‌ریزی و علوم محیطی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

doi
10.22034/aaud.2024.342041.2664
چکیده

فلسفه فرانوگرا (پست‌مدرن) را واکنشی مشروع به یکنواختی دیدگاه عام عصر نو (مدرن) نسبت به جهان به‌شمار آورده‌اند. حال آن‌که با فلسفه فرانوگرا یا تامل پساساختارگرایانه، این ایده مطرح می‌شود که صورت‌های معرفتی دیگری هم ممکن است. چیزی که اکنون است تنها شیوه ممکن نبوده است. شهر انسان محور در این شیوه جدید چیست؟ قابل درک هم است که روشن ساختن منشأ، معانی و کارکردهای چندوجهی شهرها در سنت فلسفی جایگاه برجسته‌ای را اشغال کرده است. با توجه به تحولات شناختی و ظهور عصر تفکرهای مختلف فلسفی لزوم پرداخت به مسئله انسان‌‌محوری شهر متناظر با این تفکرها جهت مواجهه حقیقی با شهر خود را نمایان می‌سازد. ما در این‌جا مسئله انسان (محوری) را در فلسفه فرانوگرا و فلسفه شهر گردهم می‌آوریم. هدف پژوهش حاضر، فهم شهر انسان‌محور در تفکر فلسفی‌‌ فرانوگرا می‌باشد. پژوهش حاضر از نوع بنیادین بوده که بر مبنای رویکرد کیفی و روش توصیفی- تحلیلی، با بهره‌گیری از فلسفه‌‌ فرانوگرا به بازیابی و یا باز‌تفسیر (تدقیق) و استخراج مفاهیم مرتبط با موضوع مربوطه (شهر انسان‌محور) در فلسفه شهر می‌پردازد. مطابق با نتایج حاصله، آن‌چه ‌در عصر باستان به‌مثابه یک کل سوبژکتیو در کنار امر ابژکتیو، جهان‌های جداگانه‌ای را شکل می‌داد و در عصر نو همراه با هگل و دیالکتیک‌اش، در تقابل با هم به امر جزمی دیگر ختم می‌شده در عصر فرانوگرا در فرم جهان خیالی (تصوری) و جهان ادراکی (عینی) در تضاد با هم به امر جزمی بدل نمی‌گردند و از سوی دیگر جا برای ظهور «دیگری» یا همان عنصر و جهان سومی یعنی جهان‌زیسته فراهم می‌گردد.

کلیدواژه‌ها