تبیین بیعدالتیهای اجتماعی در آموزش معماری ایران مبتنی بر نظریه تعلیم و تربیت انتقادی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.
2 استاد گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران (نویسنده مسئول).
3 استاد گروه مرمت، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.
doi
10.22034/aaud.2023.320221.2595چکیده
تعلیموتربیت انتقادی، کاربست نظریهی انتقادی در آموزش است. متفکران تعلیموتربیت انتقادی به این امر توجه میکنند که چه کسانی کنترل فرآیندهای تعلیموتربیت را بر عهده دارند. به باور آنان تعلیموتربیت، نهاد مدرسه و برنامهی درسی، فراتر از امور آکادمیک بوده و دارای وجوه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و تربیتی است. بهکارگیری آموزههای تعلیموتربیت انتقادی در آموزش معماری، روابط میان دانش، قدرت و تعلیم را در حوزه معماری زیر سوال میبرد. این نوع آموزشِ معماری با نیت رهاییبخشی از سلطه فرهنگی بوده و معتقد است که عمل آموزش معماری، عملی سیاسی و فرهنگی است. بنابراین آموزش را در رابطه با جامعه بزرگتر بررسی میکند تا دموکراسی را از طریق توسعه حرفه انتقادیِ معماری پیشرفت دهد. در این راستا پژوهش حاضر تلاشی جهت جستجو و تفسیر مصداقهای بیعدالتی در آموزش دانشگاهی معماری ایران با تکیه بر نظریهی تعلیموتربیت انتقادی است و این پرسش را مطرح میکند که آیا میتوان آموزههای پداگوژی انتقادی را در آموزش معماری ایران به کار بست. این پژوهش ذیل پارادایم رهاییبخشی و با تکیه بر منابع کتابخانهای، بیعدالتیها در آموزش معماری ایران را در سه بخش «بیعدالتیها در پذیرش و ورود به آموزش معماری»، «بیعدالتیها در فرآیند آموزش معماری» و «بیعدالتیها در هدف و محتوای آموزش معماری» بررسی میکند. در پایان نتیجهگیری میشود که برخی مباحث پداگوژیِ انتقادیِ معماری علیرغم تفاوتهای بستر فرهنگی، در آموزش معماری ایران قابل طرح بوده و میتوان با رویکرد رهاییبخشی به نقد آنان پرداخت.