الگوهای کالبدی و معماری همسایگی در بافت تاریخی شهر دزفول (اصول معماری همسایگی و ابزارهای معمارانه)
نویسندگان
1 استادیار گروه معماری، دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه قم، قم، ایران (نویسنده مسئول).
2 دانشجوی کارشناسی ارشد معماری، دانشکده معماری و عمران، موسسه آموزش عالی جهاد دانشگاهی خوزستان، اهواز، ایران.
doi
10.22034/aaud.2023.354887.2697چکیده
همسایگی یکی از عوامل مهم تعاملات اجتماعی و حضور مردم در اجتماع است. محلات و فضاهای عمومی یکی از عوامل مهم در معماری همسایگی میباشد. امروزه بهدلیل تغییرات گسترده در ساختوسازهای شهری کمتر به روابط بین مردم در اجتماع توجه شده ولی در بافتهای سنتی شهرها میزان روابط همسایگی بیشتر است و این بهدلیل نوع الگوهای معماری همسایگی بهکار گرفته شده در بافتهای سنتی میباشد. این پژوهش در پی معرفی الگوهای کالبد معماری است که با شناسایی، تجزیه و تحلیل کالبدی عرصههای همسایگی، ضمن گونهشناسی الگوهای کالبدی، به معرفی ابزارها و اصول معمارانه در این معماری پرداخته شده و هدف آن معرفی این الگوها در بافت تاریخی شهر دزفول است. روش پژوهش، از منظر شناخت در الگوی تفسیری یا برساختی (ساختارگرایی) نظری، از منظر (شیوه استدلال) تطبیقی، از منظر نوع دادهها، کمی (ترکیبی) و کیفی، از منظر نوع نتایج توصیفی- تحلیلی و از منظر رهیافت تاریخی- تفسیری که به شیوه تحلیل گردآوری داده کتابخانهای (اسنادی) و ابزار نقشهخوانی، فیشبرداری و سندخوانی انجام شده است. با این روش ابتدا نمونههای هر دوره توصیف و پس از آن مورد تحلیل و بررسی و قرار گرفتهاند؛ و ویژگیها و نیز الگو یا الگوهای موجود هر دوره معرفی شدهاند. نتایج پژوهش نشان میدهد که بهره گرفتن از ابزارهای معمارانهای همچون تغییر مصالح کف، جدارههای بلند و کوتاه معابر، تغییرات در نور و سایه، مسقف کردن کوچهها و معابر، ایجاد اختلاف سطح، تغییر در تناسب و تزیینات، سه الگوی اولیه همسایگی برای عرصههای نیمهعمومی در بافت تاریخی شکل دادهاند که شامل الگوهای ساباط، ورودی، دربند (کوچههای بنبست) میباشند و مواردی همچون امنیت، محرمیت، خلوت، آسایش اقلیمی و عملکردی و مردمواری میزان حضور مردم در این عرصهها را افزایش دادهاند. این نقاط مثبت در معماری بافت تاریخی باعث رابطهای نزدیک بین همسایگان شده که از آن به عنوان معماری همسایگی یاد میشود.