تدوین مدل تفکر طراحی در آموزش معماری بر اساس خرد و سبک‌‌های خلاقیت با نقش واسطه‌‌ای یادگیری خود راهبر

نویسندگان

1 استادیار گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران

doi
10.22034/aaud.2023.344408.2675
چکیده

طراحی رویکردهای نوین همواره مورد توجه برنامه‌‌ریزان آموزشی بوده و با توجه به جایگاه شناخت در آموزش معماری، رویکرد تفکر طراحی و متغیرهای مرتبط با آن از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف پژوهش حاضر تدوین مدل ساختاری تفکر طراحی بر اساس خرد و سبک‌‌های خلاقیت با میانجی‌‌‌‌‌‌‌‌گری یادگیری خود راهبر در دانشجویان بود. از این‌‌رو فرضیه اصلی پژوهش مطرح می‌‌دارد که مدل پیشنهادی با داده‌‌های پژوهش، از برازش مطلوبی برخوردار است. جامعه‌ی آماری این پژوهش شامل کلیه‌‌ی دانشجویان معماری دانشگاه فنی و حرفه‌‌ای دختران همدان به تعداد 600 نفر بود که در سال تحصیلی1401-1400 مشغول به تحصیل بودند. روش نمونه‎گیری، به شیوه در دسترس به تعداد 255 نفر انتخاب شد. از پرسش‌نامه‌‌های مقیاس سه بعدی خرد آردلت، سبک‌‌های خلاقیت کرتون، تفکر طراحی دوسی و سنجش خودراهبری یادگیری فیشر جهت گردآوری اطلاعات و از مدل‌یابی معادلات ساختاری برای تحلیل داده‌ها استفاده شد. نتایج بخش ساختاری نشان داد که اثر مستقیم خرد بر یادگیری خودراهبر و تفکر طراحی مثبت و معنادار است. اثر مستقیم سبک نوگرا بر یادگیری خودراهبر و تفکر طراحی نیز مثبت و معنادار است. اثر مستقیم سبک نوگریز بر یادگیری خودراهبر منفی و معنادار بوده، ولی بر تفکر طراحی معنادار نیست. اثر مستقیم یادگیری خودراهبر بر تفکر طراحی نیز مثبت و معنادار است. بررسی نقش میانجی یادگیری خودراهبر نشان داد که یادگیری خودراهبر نقش واسطه‌‌ای معناداری در ارتباط بین خرد و سبک‌‌های خلاقیت با تفکر طراحی دارد. از این‌‌رو، با تدوین برنامه‌های آموزشی مناسب و مرتبط با متغیرهای پژوهشی می‌‌توان به ارتقای تفکر طراحی در دانشجویان کمک کرد.

کلیدواژه‌ها