تقارن نامتقارن: چارچوب تحلیلی برای ریاضیات پنهان در خانههای ارزشمند قاجار اصفهان با رویکرد بومشناسی بصری
نویسندگان
1 پژوهشگر فرادکتری گروه معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 استادیار گروه معماری، دانشگاه پورتو، پورتو، پرتغال.
3 استاد گروه معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
4 دانشیار گروه معماری، محیط و ساختمان، دانشگاه پلیتکنیک میلان، میلان، ایتالیا.
doi
10.22034/aaud.2023.340811.2662چکیده
هندسه بهعنوان یکی از ویژگیهای کالبدی معماری است و از میان راهبردهای هندسی، الگوی انتظامدهنده تقارن در آن جایگاهی ویژه دارد. تقارن بدون درنظر داشتن مفاهیمی چون تعادل، توازن، ریتم و تناسب به معنای کامل خود نمیرسد. این پژوهش سعی دارد اصل تقارن را در فرآیند ادراک خانههای قاجاری در اصفهان بررسی و تحلیل کند. مجموعهای که اگرچه در نگاه اول دارای تقارن بصری است ولی در چشمانداز خود یک مجموعهی نامتقارن محسوب میگردد. در این پژوهش تقارن بهعنوان یک ارزش تکاملی در هندسهی معماری خانه ایرانی به روش توصیفی- تحلیلی و با تکنیک بومشناسی بصری مورد تحلیل قرار گرفته و دلایل عدول از این ارزش در محور و فرم ارزیابی میگردد. یافتههای پژوهش حکایت از آن دارد که تقارن از قدیمیترین انتظامهای فضایی و شکلی شناختهشده در فضاهای عمومی معماری ایرانی- اسلامی است تا بتواند کثرت را به وحدت در مرکز فضا گره بزند؛ لیکن تنوع در ابعاد و گوناگونی فضاهای مسکونی و شکل زمین، باعث گردیده است که تقارن کلی در طراحی فضا میسر نگردد و طراح، تقارن را در اجزای نما رعایت نماید. با این وجود توجه به مرکز فضا با خلق حیاط مرکزی و قرارگیری منطقی فضاها در پلان و همچنین استفاده از پیمون و عناصر مشابه به منظور مناسبسازی با دستگاه بینایی، باعث گردیده تا تصویری چشمنواز، منسجم و به ظاهر متقارن در ذهن ناظر شکل بگیرد. نتایج بیانکننده آن است که اگرچه شکل زمین در معماری خانههای ایرانی، شکلگیری معماری متقارن را دشوار و پیچیده میسازد، لیکن طراح بنا با ایجاد فضای هندسی در میان (حیاط مرکزی) و کیفیت خوانایی بهواسطه جانمایی و ارتباطات مناسب فضایی، توانسته است رابطهای جدید از تعادل پایدار در لایههای پنهان ایجاد نموده به نحوی که مخاطب را در کنشی فعال با مفاهیم درونی اثر درگیر و او را به جزیی از این فرآیند ادراکی بدل سازد.